platens

[ایالات متحده]/ˈpleɪtən/
[بریتانیا]/ˈpleɪtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سطح صاف برای چاپ یا فشار؛ یک غلتک یا سیلندر در یک دستگاه چاپ؛ یک سطح که روی آن کار در ماشین‌کاری انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

printing platen

صفحه چاپ

platen press

پرس صفحه ای

platen roller

غلتک صفحه

platen size

اندازه صفحه

platen adjustment

تنظیم صفحه

platen feed

تغذیه صفحه

platen surface

سطح صفحه

platen alignment

تراز صفحه

platen height

ارتفاع صفحه

platen pressure

فشار صفحه

جملات نمونه

the platen of the printer needs to be cleaned regularly.

صفحه سیلندر چاپگر باید به طور منظم تمیز شود.

ensure the paper is aligned with the platen before printing.

قبل از چاپ، اطمینان حاصل کنید که کاغذ با صفحه سیلندر تراز شده است.

the platen can get hot during extended use.

صفحه سیلندر ممکن است در حین استفاده طولانی مدت داغ شود.

he adjusted the platen to accommodate thicker materials.

او صفحه سیلندر را برای سازگاری با مواد ضخیم تر تنظیم کرد.

the technician replaced the worn-out platen in the machine.

تکنسین صفحه سیلندر فرسوده را در دستگاه تعویض کرد.

a smooth platen is essential for high-quality prints.

صفحه سیلندر صاف برای چاپ با کیفیت بالا ضروری است.

the platen's pressure can be adjusted for different tasks.

می‌توان فشار صفحه سیلندر را برای انجام وظایف مختلف تنظیم کرد.

make sure the platen is securely locked before starting the operation.

قبل از شروع عملیات، مطمئن شوید که صفحه سیلندر به طور ایمن قفل شده است.

the new design features an upgraded platen for better performance.

طراحی جدید دارای یک صفحه سیلندر ارتقا یافته برای عملکرد بهتر است.

during maintenance, inspect the platen for any damage.

در حین نگهداری، صفحه سیلندر را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید