| جمع | playlets |
short playlet
نمایشنامه کوتاه
improvised playlet
نمایشنامه بداهه
children's playlet
نمایشنامه کودکان
educational playlet
نمایشنامه آموزشی
comedic playlet
نمایشنامه کمدی
dramatic playlet
نمایشنامه دراماتیک
one-act playlet
نمایشنامه یک پردهای
musical playlet
نمایشنامه موزیکال
historical playlet
نمایشنامه تاریخی
satirical playlet
نمایشنامه طنزآمیز
she wrote a short playlet for the school festival.
او یک نمایشنامه کوتاه برای جشنواره مدرسه نوشت.
the children performed a delightful playlet for their parents.
کودکان یک نمایشنامه دلپذیر برای والدین خود اجرا کردند.
we need to rehearse the playlet before the big day.
ما باید نمایشنامه را قبل از روز بزرگ تمرین کنیم.
the playlet explores themes of friendship and loyalty.
نمایشنامه مضامین دوستی و وفاداری را بررسی میکند.
she directed a playlet that captivated the audience.
او نمایشنهای را کارگردانی کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the playlet was written to entertain and educate children.
این نمایشنامه برای سرگرمی و آموزش کودکان نوشته شده بود.
they held a competition for the best original playlet.
آنها مسابقهای برای بهترین نمایشنامه اصلی برگزار کردند.
the playlet was a huge success at the local theater.
این نمایشنامه در تئاتر محلی بسیار موفق بود.
her playlet received praise for its clever dialogue.
نمایشنامه او به دلیل دیالوگهای باهوش مورد تحسین قرار گرفت.
writing a playlet can be a fun and creative exercise.
نوشتن یک نمایشنامه میتواند یک تمرین سرگرمکننده و خلاقانه باشد.
short playlet
نمایشنامه کوتاه
improvised playlet
نمایشنامه بداهه
children's playlet
نمایشنامه کودکان
educational playlet
نمایشنامه آموزشی
comedic playlet
نمایشنامه کمدی
dramatic playlet
نمایشنامه دراماتیک
one-act playlet
نمایشنامه یک پردهای
musical playlet
نمایشنامه موزیکال
historical playlet
نمایشنامه تاریخی
satirical playlet
نمایشنامه طنزآمیز
she wrote a short playlet for the school festival.
او یک نمایشنامه کوتاه برای جشنواره مدرسه نوشت.
the children performed a delightful playlet for their parents.
کودکان یک نمایشنامه دلپذیر برای والدین خود اجرا کردند.
we need to rehearse the playlet before the big day.
ما باید نمایشنامه را قبل از روز بزرگ تمرین کنیم.
the playlet explores themes of friendship and loyalty.
نمایشنامه مضامین دوستی و وفاداری را بررسی میکند.
she directed a playlet that captivated the audience.
او نمایشنهای را کارگردانی کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the playlet was written to entertain and educate children.
این نمایشنامه برای سرگرمی و آموزش کودکان نوشته شده بود.
they held a competition for the best original playlet.
آنها مسابقهای برای بهترین نمایشنامه اصلی برگزار کردند.
the playlet was a huge success at the local theater.
این نمایشنامه در تئاتر محلی بسیار موفق بود.
her playlet received praise for its clever dialogue.
نمایشنامه او به دلیل دیالوگهای باهوش مورد تحسین قرار گرفت.
writing a playlet can be a fun and creative exercise.
نوشتن یک نمایشنامه میتواند یک تمرین سرگرمکننده و خلاقانه باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید