pliantness

[ایالات متحده]/[ˈplaɪəntnəs]/
[بریتانیا]/[ˈplaɪəntnəs]/

ترجمه

n. خاصهٔ آسان بودن به خم شدن یا شکل‌گیری؛ انعطاف‌پذیری؛ آمادگی برای تأثیر گرفتن؛ تطابق؛ طبیعتی که به راحتی پذیرفته می‌شود؛ خدمت‌کاری.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

with pliantness

با انعطاف‌پذیری

demonstrating pliantness

نشان دادن انعطاف‌پذیری

show pliantness

انعطاف‌پذیری نشان ده

lack pliantness

کمبود انعطاف‌پذیری

rewarding pliantness

پاداش دادن به انعطاف‌پذیری

exhibiting pliantness

نمایش انعطاف‌پذیری

finding pliantness

یافتن انعطاف‌پذیری

pursuing pliantness

دنبال کردن انعطاف‌پذیری

rewarded pliantness

انعطاف‌پذیری پاداش‌یافته

inherent pliantness

انعطاف‌پذیری ذاتی

جملات نمونه

the bamboo's pliantness allows it to bend without breaking in strong winds.

نرمی چوب چینی آن را امکان‌پذیر می‌کند که در بادهای قوی خم شود بدون شکستن.

her pliantness in negotiations helped secure a favorable deal for the company.

نرمی او در مذاکرات به این معنی بود که یک معامله مطلوب برای شرکت به دست آورد.

the dancer’s pliantness was evident in her graceful movements across the stage.

نرمی رقصنده در حرکات زیبای او در سراسر صحنه آشکار بود.

the material's pliantness makes it ideal for creating comfortable clothing.

نرمی مواد آن را برای ساخت لباس‌های راحت مناسب می‌کند.

the young sapling showed remarkable pliantness as it weathered the storm.

گیاه جوان نرمی بسیاری را نشان داد وقتی باران را تحمل کرد.

a leader needs a degree of pliantness to adapt to changing circumstances.

یک رهبر نیاز به میزانی از نرمی دارد تا بتواند به شرایط تغییر کننده سازگار شود.

the gymnast relied on her pliantness to perform difficult routines.

جیمناست بر روی نرمی خود برای انجام روتین‌های دشوار تکیه کرد.

the wire’s pliantness allows it to be easily shaped and molded.

نرمی سیم آن را امکان‌پذیر می‌کند که به راحتی شکل داده و مدل گیرد.

the artist admired the clay's pliantness, allowing for intricate details.

هنرمند نرمی خمیر را تحسین کرد، امکان ایجاد جزئیات پیچیده را فراهم می‌کند.

the rope’s pliantness ensured a secure and reliable climbing experience.

نرمی طناب یک تجربه بالا رفتن امن و قابل اعتماد را تضمین کرد.

the child’s pliantness made him easily influenced by his peers.

نرمی کودک باعث شد که به راحتی توسط هم‌سن و سال خود تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید