plopping

[ایالات متحده]/ˈplɒpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈplɑːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سقوط یا افت شدید

عبارات و ترکیب‌ها

plopping down

افتادن

plopping sound

صدای افتادن

plopping into

وارد شدن

plopping around

چک چک کردن

plopping off

پریدن

plopping by

عبور کردن

plopping over

روی چیزی افتادن

plopping out

بیرون افتادن

plopping back

بازگشتن

plopping together

همراه هم افتادن

جملات نمونه

the kids enjoyed plopping down on the grass to play.

کودکان از نشستن روی چمن برای بازی لذت بردند.

she heard the sound of water plopping into the pond.

او صدای آب که در حوض می‌ریخت را شنید.

he was plopping the ingredients into the mixing bowl.

او مواد را در کاسه مخلوط می‌کرد.

the dog was plopping into the water to fetch the stick.

سگ برای آوردن چوب به داخل آب می‌پرید.

she enjoyed plopping onto the couch after a long day.

او از نشستن روی مبل بعد از یک روز طولانی لذت برد.

he laughed as he watched the kids plopping in the puddles.

او در حالی که بچه‌ها را در لجن‌ها می‌دید، خندید.

plopping the books down, she sighed in relief.

او کتاب‌ها را روی زمین گذاشت و با تسکین آهی کشید.

the sound of plopping raindrops filled the air.

صدای قطره‌های باران که می‌ریختند، هوا را پر کرد.

he was plopping down his bag after a long journey.

او بعد از یک سفر طولانی، کیف خود را روی زمین گذاشت.

they were plopping down in front of the tv to watch a movie.

آنها برای تماشای فیلم در مقابل تلویزیون نشستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید