plushest

[ایالات متحده]/[ˈplʌʃɪst]/
[بریتانیا]/[ˈplʌʃɪst]/

ترجمه

adv. به شکل بسیار لوکس یا گران‌بهای.
adj. بسیار لوکس یا گران‌بهای؛ بسیار راحت؛ دارای بافت نرم، ضخیم و لوکس.

عبارات و ترکیب‌ها

plushest velvet

پرچم

plushest cushions

پرچم

plushest robes

پرچم

plushest carpet

پرچم

feeling plushest

احساس پرچم

plushest bed

پرچم

the plushest

پرچم

plushest fur

پرچم

plushest setting

پرچم

plushest lounge

پرچم

جملات نمونه

she sank into the plushest armchair in the living room.

او در گوشه‌ای‌ترین صندلی اتاق نشیمن فروپاشید.

the hotel offered plushest bedding and luxurious towels.

هتل بهترین پرده‌های خواب و دوپیچ‌های لوکس را ارائه می‌داد.

he loved the plushest cashmere sweater he'd ever owned.

او عاشق کشمشی‌ترین کت پشمی که تا کنون داشته بود.

the plushest carpet cushioned her every step.

سجاده‌ای‌ترین زیرگل‌ها هر گام او را مهداوت می‌کرد.

the children adored the plushest teddy bear on the shelf.

کودکان به نوزاد‌ترین گرگ روی رف علاقه‌مند بودند.

the plushest velvet curtains blocked out the morning light.

پرده‌های چرمی‌ترین پرده‌ها نور صبح را مسدود کردند.

we indulged in the plushest spa treatments available.

ما در درمان‌های سالن‌های گرم‌ترین در دسترس لذت برده‌ایم.

the plushest throw blanket kept her warm on the couch.

پتوی پرتاب‌شده‌ترین گرمای او را روی نشیمنگاه حفظ می‌کرد.

the interior designer chose the plushest fabrics for the project.

طراح داخلی بافت‌های گرم‌ترین را برای پروژه انتخاب کرد.

the cat curled up in the plushest spot on the sofa.

گربه در گوشه‌ای‌ترین جای نشیمنگاه فرورفته بود.

she wore the plushest robe after her long bath.

او پس از دوش گرم، چادر گرم‌ترین را پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید