plying trade
اجرای تجارت
plying away
دور شدن
plying craft
صنعتگری کردن
plying roads
رانندگی در جاده ها
plying waters
دریا نوردی
plying skills
به کار بردن مهارت ها
plying services
ارائه خدمات
plying business
انجام کسب و کار
plying duties
انجام وظایف
plying efforts
تلاش کردن
she is plying her trade as a skilled artisan.
او مشغول تجارت خود به عنوان یک صنعتگر ماهر است.
the fishermen are plying their nets in the river.
ماهیگیران تورهای خود را در رودخانه به کار می گیرند.
he is plying his way through the crowded market.
او راه خود را در میان بازار شلوغ پیش می برد.
they were plying their customers with excellent service.
آنها با خدمات عالی مشتریان خود رفتار می کردند.
the author is plying her craft with great passion.
نویسنده با شور و اشتیاق فراوان هنر خود را دنبال می کند.
he spent years plying the seas as a sailor.
او سالها دریانوردی را به عنوان یک ملوان تجربه کرد.
she is plying her skills in the kitchen.
او مهارت های خود را در آشپزخانه به کار می گیرد.
the taxi driver was plying his route through the city.
راننده تاکسی مسیر خود را در شهر دنبال می کرد.
the team is plying their strategy to win the game.
تیم در حال به کارگیری استراتژی خود برای برنده شدن در بازی است.
she is plying her talents in various art forms.
او استعدادهای خود را در اشکال هنری مختلف به کار می گیرد.
plying trade
اجرای تجارت
plying away
دور شدن
plying craft
صنعتگری کردن
plying roads
رانندگی در جاده ها
plying waters
دریا نوردی
plying skills
به کار بردن مهارت ها
plying services
ارائه خدمات
plying business
انجام کسب و کار
plying duties
انجام وظایف
plying efforts
تلاش کردن
she is plying her trade as a skilled artisan.
او مشغول تجارت خود به عنوان یک صنعتگر ماهر است.
the fishermen are plying their nets in the river.
ماهیگیران تورهای خود را در رودخانه به کار می گیرند.
he is plying his way through the crowded market.
او راه خود را در میان بازار شلوغ پیش می برد.
they were plying their customers with excellent service.
آنها با خدمات عالی مشتریان خود رفتار می کردند.
the author is plying her craft with great passion.
نویسنده با شور و اشتیاق فراوان هنر خود را دنبال می کند.
he spent years plying the seas as a sailor.
او سالها دریانوردی را به عنوان یک ملوان تجربه کرد.
she is plying her skills in the kitchen.
او مهارت های خود را در آشپزخانه به کار می گیرد.
the taxi driver was plying his route through the city.
راننده تاکسی مسیر خود را در شهر دنبال می کرد.
the team is plying their strategy to win the game.
تیم در حال به کارگیری استراتژی خود برای برنده شدن در بازی است.
she is plying her talents in various art forms.
او استعدادهای خود را در اشکال هنری مختلف به کار می گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید