plying

[ایالات متحده]/ˈplaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈplaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. استفاده (از یک ابزار); به طور مکرر تأمین (غذا، نوشیدنی); حفظ تجارت منظم; انجام کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

plying trade

اجرای تجارت

plying away

دور شدن

plying craft

صنعتگری کردن

plying roads

رانندگی در جاده ها

plying waters

دریا نوردی

plying skills

به کار بردن مهارت ها

plying services

ارائه خدمات

plying business

انجام کسب و کار

plying duties

انجام وظایف

plying efforts

تلاش کردن

جملات نمونه

she is plying her trade as a skilled artisan.

او مشغول تجارت خود به عنوان یک صنعتگر ماهر است.

the fishermen are plying their nets in the river.

ماهیگیران تورهای خود را در رودخانه به کار می گیرند.

he is plying his way through the crowded market.

او راه خود را در میان بازار شلوغ پیش می برد.

they were plying their customers with excellent service.

آنها با خدمات عالی مشتریان خود رفتار می کردند.

the author is plying her craft with great passion.

نویسنده با شور و اشتیاق فراوان هنر خود را دنبال می کند.

he spent years plying the seas as a sailor.

او سالها دریانوردی را به عنوان یک ملوان تجربه کرد.

she is plying her skills in the kitchen.

او مهارت های خود را در آشپزخانه به کار می گیرد.

the taxi driver was plying his route through the city.

راننده تاکسی مسیر خود را در شهر دنبال می کرد.

the team is plying their strategy to win the game.

تیم در حال به کارگیری استراتژی خود برای برنده شدن در بازی است.

she is plying her talents in various art forms.

او استعدادهای خود را در اشکال هنری مختلف به کار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید