pocked

[ایالات متحده]/[ˈpɒkt]/
[بریتانیا]/[ˈpɒkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سوراخ‌های کوچک یا فرورفتگی؛ مبتلا به آبله؛ جای زخم‌دار.
v. سوراخ کردن یا ایجاد فرورفتگی‌های کوچک؛ مبتلا کردن به آبله؛ ایجاد جای زخم.

عبارات و ترکیب‌ها

pocked face

چهره فرورفته

pocked surface

سطح فرورفته

pocked with holes

با حفره‌های فراوان

pocked ground

زمین فرورفته

pocked stone

سنگ فرورفته

pocking surface

سطح فرورفتگی

pocked landscape

مناظر فرورفته

pocked earth

خاک فرورفته

pocked wall

دیوار فرورفته

pocked metal

فلز فرورفته

جملات نمونه

the old coat had numerous pocked areas from years of wear.

پارچه کهنه دارای مناطق متخلخل متعددی بود که ناشی از سال‌ها استفاده بود.

he had pocked skin after spending years working outdoors.

او بعد از سال‌ها کار در فضای باز، پوست متخلخل داشت.

the rock face was heavily pocked with small holes.

سطح سنگ به شدت با سوراخ‌های کوچک متخلخل بود.

the lunar surface is pocked with impact craters.

سطح ماه مملو از دهانه برخوردی است.

the metal door was pocked and rusted from the weather.

در فلزی به دلیل آب و هوا متخلخل و زنگ زده بود.

the pocked ground made walking difficult.

زمین متخلخل راه رفتن را دشوار می‌کرد.

the asteroid's surface was heavily pocked and scarred.

سطح سیارک به شدت متخلخل و زخمی بود.

the old brick wall was pocked with age and dampness.

دیوار آجری قدیمی به دلیل کهولت و رطوبت متخلخل بود.

the landscape was pocked with volcanic features.

مناظر مملو از ویژگی‌های آتشفشانی بود.

the pocked surface of the meteorite was fascinating to examine.

سطح متخلخل شهاب سنگ بررسی آن را جذاب می‌کرد.

the pocked earth revealed a history of erosion.

زمین متخلخل تاریخ فرسایش را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید