pointilism

[ایالات متحده]/ˈpɔɪntɪlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈpɔɪntəlɪzəm/

ترجمه

n. یک فن رسم که در آن نقاط رنگی کوچک و متمایز به صورت الگویی به کار می‌رود و وقتی از فاصله‌ای دور دیده می‌شود، یک تصویر تشکیل می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pointilism technique

فناوری نقطه‌ای

pointilism painting

نقاشی نقطه‌ای

pointilism movement

رایحه نقطه‌ای

pointilism method

روش نقطه‌ای

pointilism artist

هنرمند نقطه‌ای

جملات نمونه

the artist used pointillism to create a vibrant portrait.

هنرمند از روش نکت‌گذاری برای ایجاد یک پورتره زنده استفاده کرد.

georges seurat is considered the father of pointillism.

جورج سریت به عنوان پدر نکت‌گذاری شناخته می‌شود.

we studied the technique of pointillism in art class.

ما در کلاس هنر فن نکت‌گذاری را مطالعه کردیم.

his style of painting closely resembles pointillism.

سبک نقاشی او به شدت شبیه نکت‌گذاری است.

a sunday on la grande jatte is a famous example of pointillism.

یک یکشنبه در لا گراند جت یک نمونه معروف از نکت‌گذاری است.

pointillism relies on the optical mixing of colors.

نکت‌گذاری بر روی ترکیب نوری رنگ‌ها مبتنی است.

paul signac was another master of pointillism.

پاول سیگناک یکی دیگر از افراد ماهر نکت‌گذاری بود.

the distinct dots of pointillism create a unique texture.

نقطه‌های متمایز نکت‌گذاری یک بافت منحصر به فرد ایجاد می‌کنند.

the history of pointillism began in the late 19th century.

تاریخ نکت‌گذاری در پایان قرن نوزدهم شروع شد.

many impressionists experimented with pointillism later in their careers.

بیشتر امپریسیونیست‌ها در مراحل پیشین کاری خود با نکت‌گذاری آزمایش کردند.

this museum features a special exhibition on neo-pointillism.

این موزه یک نمایشگاه ویژه درباره نئو نکت‌گذاری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید