politenesses

[ایالات متحده]/pəˈlaɪtnəs/
[بریتانیا]/pəˈlaɪtnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ادب؛ ادب‌مندی؛ رفتار مودبانه؛ عبارات مودبانه

عبارات و ترکیب‌ها

social politeness

معتبر بودن اجتماعی

cultural politeness

معتبر بودن فرهنگی

verbal politeness

معتبر بودن کلامی

politeness strategies

استراتژی های ادب

politeness norms

هنجارهای ادب

politeness theory

نظریه ادب

express politeness

ابراز ادب

politeness levels

سطوح ادب

politeness markers

نشانه‌های ادب

politeness cues

نشانه‌های ادب

جملات نمونه

politeness is essential in communication.

مودب بودن برای برقراری ارتباط ضروری است.

he showed great politeness during the meeting.

او در طول جلسه ادب فوق العاده ای نشان داد.

politeness can open many doors in life.

ادب می تواند درهای زیادی را در زندگی باز کند.

she emphasized the importance of politeness in her speech.

او بر اهمیت ادب در سخنرانی خود تاکید کرد.

politeness is a reflection of one's character.

ادب بازتابی از شخصیت یک فرد است.

practicing politeness can improve relationships.

تمرین ادب می تواند روابط را بهبود بخشد.

he thanked her with politeness and respect.

او با ادب و احترام از او تشکر کرد.

politeness in conversation can prevent misunderstandings.

ادب در گفتگو می تواند از سوء تفاهم جلوگیری کند.

children should be taught the value of politeness.

باید به کودکان ارزش ادب آموزش داده شود.

her politeness made a lasting impression on everyone.

ادب او تاثیر ماندگاری بر همه گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید