politicized debate
بحث سیاسیشده
politicized issue
مسئله سیاسیشده
politicized narrative
روایت سیاسیشده
politicized environment
محیط سیاسیشده
politicized discourse
گفتمان سیاسیشده
politicized agenda
برنامه سیاسیشده
politicized response
واکنش سیاسیشده
politicized context
زمینه سیاسیشده
politicized discussion
بحث و گفتگوهای سیاسیشده
politicized action
اقدام سیاسیشده
the issue has been politicized to gain public support.
مشکل به منظور کسب حمایت عمومی، سیاسی شده است.
many social issues are often politicized in election campaigns.
بسیاری از مسائل اجتماعی اغلب در کمپینهای انتخاباتی سیاسی میشوند.
her research was criticized for being overly politicized.
تحقیقات او به دلیل بیش از حد سیاسی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
it is dangerous when science becomes politicized.
وقتی علم سیاسی میشود خطرناک است.
politicized debates can hinder productive discussions.
بحثهای سیاسی میتوانند مانع بحثهای سازنده شوند.
the topic was quickly politicized by various interest groups.
این موضوع به سرعت توسط گروههای ذینفع مختلف سیاسی شد.
politicized narratives can distort the truth.
داستانهای سیاسی میتوانند واقعیت را تحریف کنند.
the debate over climate change has become highly politicized.
بحث در مورد تغییرات آب و هوایی به شدت سیاسی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید