poniard

[ایالات متحده]/ˈpɒnɪəd/
[بریتانیا]/ˈpɑnɪərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خنجر کوچک و باریک
vt. با یک خنجر به کسی ضربه زدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردponiards
جمعponiards
صفت یا فعل حال استمراریponiarding
زمان گذشتهponiarded
قسمت سوم فعلponiarded

عبارات و ترکیب‌ها

sharp poniard

خنجر تیز

golden poniard

خنجر طلایی

ancient poniard

خنجر باستانی

hidden poniard

خنجر پنهان

deadly poniard

خنجر مرگبار

decorative poniard

خنجر تزئینی

silver poniard

خنجر نقره‌ای

poetic poniard

خنجر شاعرانه

ceremonial poniard

خنجر مراسمی

mystical poniard

خنجر عرفانی

جملات نمونه

the assassin used a poniard to carry out the deed silently.

قاتل از یک خنجر برای انجام عمل به طور پنهانی استفاده کرد.

he drew his poniard in self-defense during the attack.

او در حین حمله برای دفاع از خود خنجر خود را بیرون کشید.

in the story, the hero's poniard symbolizes his bravery.

در داستان، خنجر قهرمان نماد شجاعت او است.

the poniard was intricately designed with gold embellishments.

خنجر به طرز پیچیده‌ای با تزئینات طلایی طراحی شده بود.

she hid the poniard under her cloak for protection.

او برای محافظت، خنجر را زیر شنل خود پنهان کرد.

he felt a sense of danger when he saw the glint of the poniard.

وقتی برق خنجر را دید، احساس خطر کرد.

the poniard was a family heirloom passed down for generations.

خنجر یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می‌شد.

during the duel, he wielded his poniard with great skill.

در طول دوئل، او با مهارت فراوان خنجر خود را به دست گرفت.

the poniard had a sharp blade that could cut through armor.

خنجر تیغه ای تیز داشت که می توانست از زره عبور کند.

legends spoke of a magical poniard that granted its wielder immense power.

افسانه ها از یک خنجر جادویی صحبت می کرد که به صاحب آن قدرت فوق العاده ای می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید