| جمع | poolrooms |
poolroom table
میز بیلیارد
poolroom game
بازی بیلیارد
poolroom cue
کی استیک بیلیارد
poolroom rules
قوانین بیلیارد
poolroom tournament
تورنمنت بیلیارد
poolroom league
لیگ بیلیارد
poolroom night
شب بیلیارد
poolroom atmosphere
فضای بیلیارد
poolroom bar
بار بیلیارد
poolroom player
بازیکن بیلیارد
we spent the evening playing billiards in the poolroom.
ما شام را بازی بیلیارد در فضای بازی گذراندیم.
the poolroom was crowded with players and spectators.
فضای بازی با بازیکنان و تماشاچیان پر بود.
he practiced his shots every weekend at the local poolroom.
او هر آخر هفته در فضای بازی محلی، شلیک های خود را تمرین می کرد.
they decided to have a tournament in the poolroom next month.
آنها تصمیم گرفتند ماه آینده در فضای بازی مسابقاتی برگزار کنند.
the atmosphere in the poolroom was lively and competitive.
فضای بازی پر جنب و جوش و رقابتی بود.
she met her friends at the poolroom after work.
او بعد از کار دوستانش را در فضای بازی ملاقات کرد.
we ordered drinks while waiting for our turn in the poolroom.
ما در حالی که منتظر نوبت خود در فضای بازی بودیم، نوشیدنی سفارش دادیم.
he has a great eye for angles, making him a skilled player in the poolroom.
او دید خوبی برای زوایا دارد که باعث می شود یک بازیکن ماهر در فضای بازی باشد.
the poolroom features several tables and a dartboard.
فضای بازی دارای چندین میز و یک صفحه دارت است.
after a few rounds, they decided to take a break from the poolroom.
پس از چند دور، آنها تصمیم گرفتند از فضای بازی استراحت کنند.
poolroom table
میز بیلیارد
poolroom game
بازی بیلیارد
poolroom cue
کی استیک بیلیارد
poolroom rules
قوانین بیلیارد
poolroom tournament
تورنمنت بیلیارد
poolroom league
لیگ بیلیارد
poolroom night
شب بیلیارد
poolroom atmosphere
فضای بیلیارد
poolroom bar
بار بیلیارد
poolroom player
بازیکن بیلیارد
we spent the evening playing billiards in the poolroom.
ما شام را بازی بیلیارد در فضای بازی گذراندیم.
the poolroom was crowded with players and spectators.
فضای بازی با بازیکنان و تماشاچیان پر بود.
he practiced his shots every weekend at the local poolroom.
او هر آخر هفته در فضای بازی محلی، شلیک های خود را تمرین می کرد.
they decided to have a tournament in the poolroom next month.
آنها تصمیم گرفتند ماه آینده در فضای بازی مسابقاتی برگزار کنند.
the atmosphere in the poolroom was lively and competitive.
فضای بازی پر جنب و جوش و رقابتی بود.
she met her friends at the poolroom after work.
او بعد از کار دوستانش را در فضای بازی ملاقات کرد.
we ordered drinks while waiting for our turn in the poolroom.
ما در حالی که منتظر نوبت خود در فضای بازی بودیم، نوشیدنی سفارش دادیم.
he has a great eye for angles, making him a skilled player in the poolroom.
او دید خوبی برای زوایا دارد که باعث می شود یک بازیکن ماهر در فضای بازی باشد.
the poolroom features several tables and a dartboard.
فضای بازی دارای چندین میز و یک صفحه دارت است.
after a few rounds, they decided to take a break from the poolroom.
پس از چند دور، آنها تصمیم گرفتند از فضای بازی استراحت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید