snookered
اسنوکر
he needed a snooker to have a chance of winning the frame.
او برای داشتن شانس پیروزی در مسابقه به یک اسنکر نیاز داشت.
they were snookered into buying books at prices that were too high.
آنها فریب خوردند و کتابها را به قیمتهایی که خیلی بالا بودند خریدند.
He plays snooker every weekend with his friends.
او هر آخر هفته با دوستانش اسنکر بازی میکند.
She is a professional snooker player.
او یک بازیکن حرفهای اسنکر است.
The snooker tournament will be held next month.
تورنمنت اسنکر ماه آینده برگزار خواهد شد.
I enjoy watching snooker matches on TV.
من از تماشای مسابقات اسنکر در تلویزیون لذت میبرم.
He practices snooker for hours every day.
او هر روز ساعتها اسنکر تمرین میکند.
She won the snooker championship last year.
او سال گذشته قهرمان مسابقات اسنکر شد.
They have a snooker table in their basement.
آنها یک میز اسنکر در زیرزمین خود دارند.
Do you know the rules of snooker?
آیا قوانین اسنکر را میدانید؟
The snooker cue needs to be chalked before every shot.
قبل از هر ضربه، چوب اسنکر باید گچ شود.
He is practicing his snooker skills to compete in the upcoming tournament.
او برای رقابت در مسابقات آتی مهارتهای اسنکر خود را تمرین میکند.
Ok, snookered, or I think you might say snookered.
باشه، فریب خورده، یا به زعم من فریب خورده.
منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation ClassI know you must hear this a lot, but you're the reason I took up snooker.
میدانم که شما این را زیاد میشنوید، اما شما دلیلی بودند که من برای بازی بیلیارد شروع به بازی کردم.
منبع: Modern Family - Season 10Ah, in American English snookered means to be cheated.
آه، در انگلیسی آمریکایی، 'snookered' به معنای فریب خوردن است.
منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation ClassHe loved playing snooker and devoted most of his afternoons to the game, which he played with exemplary skill.
او عاشق بازی بیلیارد بود و بیشتر وقتهای بعد از ظهر خود را به این بازی اختصاص میداد، که آن را با مهارت قابل تحسینی بازی میکرد.
منبع: History of Western PhilosophyUnimprovable, right on time as usual, more on cue than a snooker ball but liked to play it super cool.
غیرقابل بهبود، دقیقاً به موقع همانطور که معمولاً است، بیشتر از یک توپ بیلیارد در موقعیت مناسب، اما دوست داشت آن را خیلی خونسرد بازی کند.
منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 CollectionThe fact is you snookered Derek.
حقیقت این است که شما درک را فریب دادید.
منبع: Lawsuit Duo Season 2If the council refuses our planning application, we’re snookered.
اگر شورای شهر تقاضای برنامهریزی ما را رد کند، ما فریب خوردهایم.
منبع: Collins-Longman-AllGrowing up, Ikram spent much of his time watching people play snooker, a game no one dreamed he could ever play.
در دوران کودکی، ایکرام بیشتر وقت خود را صرف تماشای مردم در حال بازی بیلیارد میکرد، بازیای که هیچ کس فکر نمیکرد که او بتواند بازی کند.
منبع: VOA Special English: WorldThe left-handed snooker pro comes from Heilongjiang and it is hoped he will follow the success of fellow countryman Ding Junhui.
بازیکن حرفهای بیلیارد چپ دست اهل هیلونگجیانگ است و امیدوارند که او از موفقیت هموطنش دینگ جونگ هویی پیروی کند.
منبع: BBC Listening March 2016 CompilationOK. When you can't do something that you want to do because of some reason, some obstacle in your way, then you're snookered.
باشه. وقتی نمیتوانید کاری را که میخواهید انجام دهید به دلیل یک دلیل، یک مانع در سر راهتان انجام دهید، آن وقت شما فریب خوردهاید.
منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Classلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید