poor-selling

[ایالات متحده]/[ˈpɔː(r)ˌsɛlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈpɔːr ˌsɛlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به ضعیف فروش بودن؛ فروش خوب نداشتن؛ فروش پایین داشتن.
v. (در مورد یک محصول) ضعیف فروش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

poor-selling product

کالایی با فروش ضعیف

جملات نمونه

the new smartphone model suffered from poor-selling figures in its first month.

مدل جدید گوشی هوشمند در ماه اول خود از نتایج فروش ضعیف رنج برد.

despite the hype, the film experienced poor-selling box office numbers.

در اثر انتظارات بالا، فیلم از ارقام فروش ضعیف در کاسه بیخیالی رنج برد.

the publisher decided to discontinue the series due to poor-selling books.

ناشر تصمیم گرفت سری را لغو کند به دلیل فروش ضعیف کتاب‌ها.

the company attributed the poor-selling product to ineffective marketing.

شرکت فروش ضعیف محصول را به بازاریابی ناکارآمد نسبت داد.

analysts blamed the poor-selling performance on increased competition.

تحلیل‌گران عملکرد فروش ضعیف را به افزایش رقابت نسبت دادند.

the bakery struggled with poor-selling pastries during the summer months.

بیکری در ماه‌های تابستانی با فروش ضعیف نان‌های شکری مواجه شد.

the video game received negative reviews and suffered from poor-selling results.

بازی ویدئویی با نقد‌های منفی مواجه شد و از نتایج فروش ضعیف رنج برد.

the artist was disappointed by the poor-selling prints at the exhibition.

هنرمند از فروش ضعیف چاپ‌های نمایشگاه ناراحت شد.

the retailer noted the poor-selling winter clothing line this year.

فروشنده این سال خط تولید لباس زمستانی با فروش ضعیف را ذکر کرد.

the startup faced challenges with its poor-selling subscription service.

این شرکت نوپا با چالش‌هایی در خدمات اشتراکی خود با فروش ضعیف مواجه شد.

the museum gift shop lamented the poor-selling postcards of the exhibit.

مغازه هدیه موزه از فروش ضعیف کارت‌های پستال نمایشگاه ناراحت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید