porc

[ایالات متحده]//pɔːk//
[بریتانیا]//pɔːrk//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مرکز تحقیقات پرالتا اُکس؛ سرامیک
n. گوشت خام (از فرانسوی)
شکل‌های واژه
جمعporcs

جملات نمونه

i bought some fresh porc from the local market.

من چروک تازه‌ای از بازار محلی خریداری کردم.

the porc chop was grilled to perfection.

چرخ چروک به طور کامل گریل شد.

porc belly is a popular ingredient in chinese cuisine.

گردن چروک در آشپزی چینی یک مادهٔ محبوب است.

the chef prepared a delicious porc stew.

شکارچی یک گوشت چروک لذیذ آماده کرد.

we need two pounds of ground porc for the recipe.

برای این دستور پخت، ما به دو پوند گوشت چروک خرد شده نیاز داریم.

porc loin is a lean cut of meat.

گوشت چروک لگن یک قطعه چربی کم دارد.

the porc sausage had a rich flavor.

سوسیس چروک یک طعم غنی داشت.

roasted porc is often served with vegetables.

چروک پеченه‌ای معمولاً با سبزیجات سرو می‌شود.

the porc ribs were marinated overnight.

کمر چروک به مدت یک شب مارینه شد.

some people prefer porc over beef.

بعضی افراد چروک را به جای گوشت گوسفید ترجیح می‌دهند.

porc is commonly used in many asian dishes.

چروک در بسیاری از غذاهای آسیایی به کار گرفته می‌شود.

the market sells high-quality porc products.

بازار محصولات چروک با کیفیت بالا را به فروش می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید