portrayable

[ایالات متحده]/[ˈpɔːtrēəbl]/
[بریتانیا]/[ˈpɔːtrēəbl]/

ترجمه

adj. قابل تصویر کشیدن؛ مناسب برای تصویر کشیدن؛ توانایی نمایش تصویری یا دراماتیکی داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

portrayable emotions

احساسات قابل نمایش

easily portrayable

قابل نمایش به راحتی

portrayable character

شخصیت قابل نمایش

being portrayable

بودن قابل نمایش

highly portrayable

بسیار قابل نمایش

portrayable image

تصویر قابل نمایش

seemingly portrayable

به نظر می‌رسد قابل نمایش است

readily portrayable

قابل نمایش به سرعت

visually portrayable

قابل نمایش به صورت بصری

authentically portrayable

قابل نمایش به صورت واقعی

جملات نمونه

the actor's ability to portrayable sadness made the scene incredibly moving.

توانایی بازیگر برای نمایش افسردگی به طور خاصی صحنه را بسیار دردناک کرد.

is the character's complexity truly portrayable on screen?

پیچیدگی شخصیت واقعاً روی صفحه نمایش قابل نمایش است؟

the artist sought a style that was uniquely portrayable of the era.

هنرمند به دنبال سبکی بود که به طور منحصر به فرد می‌توانست نمایش داده شود.

the nuances of grief are not always easily portrayable in a short film.

ریزه‌کاری‌های اندوه همیشه به راحتی در یک فیلم کوتاه قابل نمایش نیست.

the software allows for highly detailed and portrayable architectural designs.

این نرم‌افزار به طراحی‌های معماری با جزئیات بالا و قابل نمایش امکان می‌دهد.

the challenge was to create a villain that was both menacing and portrayable with empathy.

چالش ایجاد یک شرور بود که هم تهدیدآمیز و هم قابل نمایش با همدلی بود.

the director questioned if the protagonist's inner turmoil was adequately portrayable.

کارگردان پرسید که آیا ناامیدی داخلی شخصیت اصلی به درستی قابل نمایش است.

the painting aimed to portrayable the beauty of the natural world.

این نقاشی به منظور نمایش زیبایی جهان طبیعی انجام شد.

the data visualization needed to be clearly portrayable to a general audience.

باید نمایش داده‌های داده‌های به طور واضح برای یک مخاطب عمومی قابل نمایش باشد.

the composer wanted a melody that was both memorable and easily portrayable in a string quartet.

سازنده می‌خواست یک مелودی که هم قابل یادآوری و هم به راحتی در یک گروه سیم‌چه قابل نمایش باشد.

the goal was to create a character that was realistically portrayable, despite their fantastical abilities.

هدف ایجاد یک شخصیت بود که به طور واقعی قابل نمایش باشد، با وجود توانایی‌های خیال‌پرداز.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید