easily visualizable
به راحتی قابل تجسم
highly visualizable
بسیار قابل تجسم
visualizable data
دادههای قابل تجسم
be visualizable
قابل تجسم باشد
visually visualizable
به صورت بصری قابل تجسم
making visualizable
در حال تجسم کردن
is visualizable
قابل تجسم است
become visualizable
به قابل تجسم تبدیل شود
visualizable model
مدل قابل تجسم
was visualizable
قابل تجسم بود
the data was highly visualizable, allowing for quick insights.
دادهها به شدت قابل تجسمسازی بودند و به ما امکان شناخت سریع بینشها را میدادند.
creating a visualizable model is crucial for understanding complex systems.
ایجاد یک مدل قابل تجسمسازی برای درک سیستمهای پیچیده بسیار مهم است.
we aimed for a visualizable representation of the sales trends.
ما به دنبال یک نمایش قابل تجسمسازی از روند فروش بودیم.
the software provides tools for creating highly visualizable dashboards.
این نرمافزار ابزاری برای ایجاد داشبوردهای بسیار قابل تجسمسازی ارائه میدهد.
it's important to ensure the results are readily visualizable.
اطمینان از اینکه نتایج به راحتی قابل تجسمسازی هستند، مهم است.
the project required a visualizable interface for user interaction.
این پروژه به یک رابط کاربری قابل تجسمسازی برای تعامل کاربر نیاز داشت.
a visualizable simulation helped us predict the outcome.
یک شبیهسازی قابل تجسمسازی به ما کمک کرد تا نتیجه را پیشبینی کنیم.
the team developed a visualizable prototype of the new product.
تیم یک نمونه اولیه قابل تجسمسازی از محصول جدید توسعه داد.
the process was designed to be easily visualizable and understandable.
این فرآیند به گونهای طراحی شده بود که به راحتی قابل تجسمسازی و قابل درک باشد.
we needed a visualizable map to track the shipment progress.
ما به یک نقشه قابل تجسمسازی برای پیگیری پیشرفت محموله نیاز داشتیم.
the interactive chart was remarkably visualizable and engaging.
نمودار تعاملی به طرز چشمگیری قابل تجسمسازی و جذاب بود.
easily visualizable
به راحتی قابل تجسم
highly visualizable
بسیار قابل تجسم
visualizable data
دادههای قابل تجسم
be visualizable
قابل تجسم باشد
visually visualizable
به صورت بصری قابل تجسم
making visualizable
در حال تجسم کردن
is visualizable
قابل تجسم است
become visualizable
به قابل تجسم تبدیل شود
visualizable model
مدل قابل تجسم
was visualizable
قابل تجسم بود
the data was highly visualizable, allowing for quick insights.
دادهها به شدت قابل تجسمسازی بودند و به ما امکان شناخت سریع بینشها را میدادند.
creating a visualizable model is crucial for understanding complex systems.
ایجاد یک مدل قابل تجسمسازی برای درک سیستمهای پیچیده بسیار مهم است.
we aimed for a visualizable representation of the sales trends.
ما به دنبال یک نمایش قابل تجسمسازی از روند فروش بودیم.
the software provides tools for creating highly visualizable dashboards.
این نرمافزار ابزاری برای ایجاد داشبوردهای بسیار قابل تجسمسازی ارائه میدهد.
it's important to ensure the results are readily visualizable.
اطمینان از اینکه نتایج به راحتی قابل تجسمسازی هستند، مهم است.
the project required a visualizable interface for user interaction.
این پروژه به یک رابط کاربری قابل تجسمسازی برای تعامل کاربر نیاز داشت.
a visualizable simulation helped us predict the outcome.
یک شبیهسازی قابل تجسمسازی به ما کمک کرد تا نتیجه را پیشبینی کنیم.
the team developed a visualizable prototype of the new product.
تیم یک نمونه اولیه قابل تجسمسازی از محصول جدید توسعه داد.
the process was designed to be easily visualizable and understandable.
این فرآیند به گونهای طراحی شده بود که به راحتی قابل تجسمسازی و قابل درک باشد.
we needed a visualizable map to track the shipment progress.
ما به یک نقشه قابل تجسمسازی برای پیگیری پیشرفت محموله نیاز داشتیم.
the interactive chart was remarkably visualizable and engaging.
نمودار تعاملی به طرز چشمگیری قابل تجسمسازی و جذاب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید