posed

[ایالات متحده]/[ˈpəʊz]/
[بریتانیا]/[ˈpoʊz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خود را در یک موقعیت خاص قرار دادن، به ویژه برای یک عکس یا نقاشی؛ یک سوال یا مسئله را برای بررسی مطرح کردن؛ چیزی را ارائه یا پیشنهاد دادن، به ویژه یک برنامه یا ایده
adj. به گونه‌ای تنظیم یا ایجاد شده که به نظر برسد یا باشد که در یک روش خاصی است

عبارات و ترکیب‌ها

posed a threat

تهدیدی ایجاد کرد

posed problems

مشکلاتی ایجاد کرد

posed questions

سوالاتی ایجاد کرد

posed difficulty

مشکلی ایجاد کرد

posed challenge

چالشی ایجاد کرد

posed calmly

به آرامی ایجاد کرد

posed for photos

برای عکس گرفتن ایجاد کرد

posed elegantly

به گونه‌ای زیبا ایجاد کرد

جملات نمونه

the model posed gracefully for the photographer.

مدل به طور زیبایی برای عکاس پوز داد.

he posed a serious question to the panel.

او یک سوال جدی به هیئت داد.

the company posed a challenge to its competitors.

شرکت چالشی را به رقبا خود پیشنهاد داد.

she posed no threat to the other contestants.

او به سایر رقیب‌ها تهدیدی نمی‌کرد.

the students posed their research findings to the class.

دانش‌آموزان یافته‌های تحقیقاتی خود را به کلاس گزارش دادند.

the artist posed the sculpture in a dynamic position.

هنرمند مجسمه را در یک موقعیت دینامیک قرار داد.

the question posed a difficult problem for everyone.

این پرسش یک مسئله دشوار برای همه ایجاد کرد.

they posed for a family photo in front of the castle.

آن‌ها برای یک عکس خانوادگی در مقابل قصر پوز دادند.

the politician posed a complex scenario for discussion.

سیاستمدار یک سناریو پیچیده برای بحث ارائه داد.

the child posed as a superhero for halloween.

کودک به عنوان یک افسانه‌پرداز برای هالووین پوز داد.

the news reporter posed the question directly to the ceo.

گزارشگر خبر به طور مستقیم سوال را به مدیرعامل پرسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید