| جمع | potshots |
potshot at
تیراندازی بیهدف
take a potshot
تیراندازی بیهدف کردن
potshot criticism
انتقاد تند و بیمورد
potshot remarks
اظهارات تند و بیمورد
potshot response
پاسخ تند و بیمورد
potshot comments
نظرات تند و بیمورد
potshot attack
حمله تند و بیمورد
potshot humor
طنز تند و بیمورد
potshot analysis
تحلیل تند و بیمورد
potshot joke
جک تند و بیمورد
he took a potshot at the politician during the debate.
او در طول بحث، شلیک طعنه آمیزی به سیاستمدار کرد.
she often makes potshots at her colleagues in meetings.
او اغلب در جلسات، شلیک های طعنه آمیزی به همکاران خود می کند.
the article was full of potshots at the rival company.
مقاله پر از شلیک های طعنه آمیز به شرکت رقیب بود.
he loves to take potshots at celebrities on social media.
او عاشق شلیک طعنه آمیز به مشاهیر در رسانه های اجتماعی است.
they took potshots at each other's ideas during the discussion.
آنها در طول بحث، شلیک های طعنه آمیزی به ایده های یکدیگر کردند.
the comedian is known for his potshots at current events.
کمدین به خاطر شلیک های طعنه آمیزش به وقایع جاری شناخته شده است.
it's easy to take potshots from the sidelines, but harder to act.
از کنار نشینی، شلیک طعنه آمیز کردن آسان است، اما عمل کردن سخت تر.
she fired a potshot at the new policy during her speech.
او در طول سخنرانی خود، شلیک طعنه آمیزی به سیاست جدید کرد.
taking potshots at others only reflects poorly on you.
شلیک طعنه آمیز به دیگران فقط به طور منفی بر شما تأثیر می گذارد.
he was criticized for taking potshots at his opponents.
او به خاطر شلیک طعنه آمیز به حریفانش مورد انتقاد قرار گرفت.
potshot at
تیراندازی بیهدف
take a potshot
تیراندازی بیهدف کردن
potshot criticism
انتقاد تند و بیمورد
potshot remarks
اظهارات تند و بیمورد
potshot response
پاسخ تند و بیمورد
potshot comments
نظرات تند و بیمورد
potshot attack
حمله تند و بیمورد
potshot humor
طنز تند و بیمورد
potshot analysis
تحلیل تند و بیمورد
potshot joke
جک تند و بیمورد
he took a potshot at the politician during the debate.
او در طول بحث، شلیک طعنه آمیزی به سیاستمدار کرد.
she often makes potshots at her colleagues in meetings.
او اغلب در جلسات، شلیک های طعنه آمیزی به همکاران خود می کند.
the article was full of potshots at the rival company.
مقاله پر از شلیک های طعنه آمیز به شرکت رقیب بود.
he loves to take potshots at celebrities on social media.
او عاشق شلیک طعنه آمیز به مشاهیر در رسانه های اجتماعی است.
they took potshots at each other's ideas during the discussion.
آنها در طول بحث، شلیک های طعنه آمیزی به ایده های یکدیگر کردند.
the comedian is known for his potshots at current events.
کمدین به خاطر شلیک های طعنه آمیزش به وقایع جاری شناخته شده است.
it's easy to take potshots from the sidelines, but harder to act.
از کنار نشینی، شلیک طعنه آمیز کردن آسان است، اما عمل کردن سخت تر.
she fired a potshot at the new policy during her speech.
او در طول سخنرانی خود، شلیک طعنه آمیزی به سیاست جدید کرد.
taking potshots at others only reflects poorly on you.
شلیک طعنه آمیز به دیگران فقط به طور منفی بر شما تأثیر می گذارد.
he was criticized for taking potshots at his opponents.
او به خاطر شلیک طعنه آمیز به حریفانش مورد انتقاد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید