poultryman

[ایالات متحده]/ˈpəʊltrimən/
[بریتانیا]/ˈpoʊltrimən/

ترجمه

n. پرورش دهنده طیور؛ فروشنده طیور
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

skilled poultryman

چمن‌پرور ماهر

experienced poultrymen

چمن‌پروران با تجربه

the poultryman

چمن‌پرور

local poultryman

چمن‌پرور محلی

poultryman's association

اتحاد چمن‌پروران

young poultryman

چمن‌پرور جوان

professional poultrymen

چمن‌پروران حرفه‌ای

successful poultryman

چمن‌پرور موفق

retired poultryman

چمن‌پرور بازنشسته

master poultryman

چمن‌پرور ماهر

جملات نمونه

the experienced poultryman has raised chickens for over thirty years on his family farm.

چمن‌پرور چند ساله در کشاورزی خانوادگی خود گوشت‌پروری را برای بیش از سی سال انجام داده است.

our local poultryman supplies fresh eggs to restaurants throughout the county.

چمن‌پرور محلی ما تخم‌مرغ‌های تازه را به رستوران‌های سراسر شهرستان تأمین می‌کند.

the skilled poultryman knows exactly how to identify healthy chicks from sick ones.

چمن‌پرور ماهر به طور قطع می‌داند که چگونه جوجه‌های سالم را از جوجه‌های بیمار تشخیص دهد.

generations of poultrymen in our village have perfected traditional breeding methods.

چند نسل چمن‌پروران در روستای ما روش‌های پرورشی سنتی را به کمال رسانده‌اند.

the commercial poultryman expanded his operations to meet growing demand.

چمن‌پرور تجاری فعالیت‌های خود را گسترش داد تا بتواند تقاضای در حال افزایش را برآورده کند.

many small poultrymen struggle to compete with large industrial farms.

بیشتر چمن‌پروران کوچک با تلاش برای رقابت با کشاورزی‌های صنعتی بزرگ مواجه هستند.

the retired poultryman now teaches young farmers modern techniques.

چمن‌پرور بازنشسته حالا به کشاورزان جوان فنون مدرن را آموزش می‌دهد.

the organic poultryman refused to use antibiotics in his chicken feed.

چمن‌پرور ارگانیک از استفاده از آنتی‌بیوتیک در غذای مرغ‌های خود پشیمان شده است.

the respected poultryman was elected president of the farmers' association.

چمن‌پرور مورد احترام به عنوان رئیس انجمن کشاورزان انتخاب شد.

a longtime poultryman shared his secrets for raising prize-winning poultry.

یک چمن‌پرور با سابقه رازهای خود را در مورد پرورش گوشت‌پروران برنده به اشتراک گذاشت.

the poultryman cooperative helps members negotiate better prices for feed.

همکاری چمن‌پروران به اعضای خود کمک می‌کند تا قیمت بهتری برای غذا مذاکره کنند.

the traditional poultryman still uses wooden coops instead of modern metal structures.

چمن‌پرور سنتی هنوز از سازه‌های چوبی به جای سازه‌های فلزی مدرن استفاده می‌کند.

the poultryman's dedication to animal welfare sets him apart from industrial competitors.

پایبندی چمن‌پرور به بهداشت حیوانات او را از رقبای صنعتی متمایز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید