pourability

[ایالات متحده]/ˌpɔːrəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌpɔːrəˈbɪləti/

ترجمه

n. ویژگی مایع یا ماده نیمه‌مایع که به آن اجازه می‌دهد به راحتی جریان یابد و ریخته شود؛ درجه‌ای که یک ماده می‌تواند بدون مشکل ریخته‌گری، ریخته شود یا توزیع شود؛

عبارات و ترکیب‌ها

improved pourability

بهبود قابلیت ریختن

better pourability

بهتر بودن قابلیت ریختن

high pourability

قابلیت ریختن بالا

low pourability

قابلیت ریختن پایین

excellent pourability

قابلیت ریختن عالی

poor pourability

قابلیت ریختن ضعیف

pourability test

تست قابلیت ریختن

pourability check

بررسی قابلیت ریختن

pourability issues

مشکلات قابلیت ریختن

pourability improvement

بهبود قابلیت ریختن

جملات نمونه

the sauce has excellent pourability, so it spreads evenly over the pasta.

سس قابلیت پذیری فوق العاده ای دارد، بنابراین به طور یکنواخت روی پاستا پخش می شود.

we adjusted the recipe to improve pourability without thinning the flavor.

ما دستور العمل را برای بهبود قابلیت پذیری بدون رقیق شدن طعم تنظیم کردیم.

chill time reduces pourability, so let the syrup warm slightly before serving.

زمان خنک شدن باعث کاهش قابلیت پذیری می شود، بنابراین قبل از سرو اجازه دهید شربت کمی گرم شود.

this paint offers good pourability and levels out with minimal brush marks.

این رنگ قابلیت پذیری خوبی دارد و با حداقل لکه های قلم مو صاف می شود.

the new cap controls pourability and prevents messy drips.

درب جدید قابلیت پذیری را کنترل می کند و از چکه های آشفته جلوگیری می کند.

add a small amount of water to increase pourability, then stir thoroughly.

برای افزایش قابلیت پذیری مقدار کمی آب اضافه کنید، سپس به خوبی هم بزنید.

we tested pourability at room temperature to match real kitchen conditions.

ما قابلیت پذیری را در دمای اتاق برای مطابقت با شرایط آشپزخانه واقعی آزمایش کردیم.

higher fat content can boost pourability, making the dressing smoother.

درصد چربی بالاتر می تواند قابلیت پذیری را افزایش دهد و باعث شود سس نرم تر شود.

for better pourability, store the honey upside down for a few minutes.

برای بهبود قابلیت پذیری، عسل را به مدت چند دقیقه وارونه نگهداری کنید.

the engineer measured pourability to ensure the resin flows into every mold cavity.

مهندس قابلیت پذیری را برای اطمینان از جریان رزین به هر حفره قالب اندازه گیری کرد.

consumers prefer ketchup with consistent pourability from the first squeeze to the last.

مصرف کنندگان ترجیح می دهند کچاپ با قابلیت پذیری یکنواخت از اولین فشار تا آخرین فشار.

heating the glaze slightly improves pourability and shortens application time.

گرم کردن کمی پوشش باعث بهبود قابلیت پذیری و کوتاه شدن زمان اجرا می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید