préserver

[ایالات متحده]/pʁezɛʁve/
[بریتانیا]/pʁezɛʁve/

ترجمه

v. به حالت اصلی خود نگه داشتن؛ حفظ کردن؛ از آسیب یا فساد محافظت کردن؛ امن نگه داشتن؛ حفاظت کردن

جملات نمونه

we must preserve nature for future generations.

باید طبیعت را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

she knows how to preserve food without preservatives.

او می‌داند چگونه غذا را بدون نگهدارنده حفظ کند.

the government tries to preserve peace in the region.

دولت سعی می‌کند صلح را در منطقه حفظ کند.

old photographs help us preserve memories.

عکس‌های قدیمی به ما کمک می‌کنند تا یادگارها را حفظ کنیم.

it's important to preserve cultural traditions.

حفظ سنت‌های فرهنگی اهمیت دارد.

national parks help preserve wildlife.

پارک‌های ملی به حفظ حیات وحش کمک می‌کنند.

we should preserve our health through exercise.

باید سلامتی خود را از طریق ورزش حفظ کنیم.

the museum works to preserve history.

موزه کار می‌کند تا تاریخ را حفظ کند.

they want to preserve the old building.

آن‌ها می‌خواهند ساختمان قدیمی را حفظ کنند.

community activities help preserve local customs.

فعالیت‌های جامعه به حفظ روشمندی‌های محلی کمک می‌کنند.

parents try to preserve their children's innocence.

والدین سعی می‌کنند بی‌گناهی فرزندان خود را حفظ کنند.

we must preserve our freedom and rights.

باید آزادی و حقوق خود را حفظ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید