prêter

[ایالات متحده]//pʁe.te//
[بریتانیا]//pʁe.te//

ترجمه

v. به کسی اعطا کردن؛ قرض دادن؛ دادن؛ اعطای اجازه کردن؛ توجه کردن؛ گوش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

prêter attention

دقت کردن

prêter serment

حلف کردن

prêter main-forte

کمک کردن

je peux prêter

من می‌توانم کمک کنم

prêter oreille

گوش دادن

جملات نمونه

je vais prêter ce livre à mon ami demain.

من قصد دارم فردا کتاب خود را به دوستم بورز کنم.

elle a prêté attention aux détails importants.

او به جزئیات مهم توجه کرده است.

peux-tu me prêter ton stylo pour un moment?

می‌توانی یک لحظه قلمت را به من بورز کنی؟

la banque refuse de lui prêter de l'argent.

بانک به او پول بورز نمی‌کند.

je voudrais emprunter, mais je ne peux pas prêter.

می‌خواهم وام بگیرم، اما نمی‌توانم بورز کنم.

il faut prêter serment avant de témoigner.

قبل از شهادت دادن باید قسم بخوریم.

cette expression prête à confusion.

این عبارت به سوء تفاهم منجر می‌شود.

nous devons prêter main-forte aux victimes.

ما باید به زیان دیدگان کمک کنیم.

le gouvernement va prêter secours aux sinistrées.

دولت به زیان دیدگان کمک خواهد کرد.

il a accepté de prêter son concours au projet.

او قبول کرد که به پروژه کمک کند.

cette histoire prête à rire.

این داستان به خنده منجر می‌شود.

ils ont prêté serment de fidélité.

آن‌ها قسم وفاداری گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید