to consentir
به تایید رساندن
consentirs quickly
به سرعت تایید کرد
consentir fully
به طور کامل تایید کرد
consentiring now
اکنون در حال تایید است
consentired today
امروز تایید شد
consentired yesterday
دیروز تایید شد
consentirs often
اغراق تایید می کند
consentiring silently
به طور خاموش تایید می کند
consentired already
قبلاً تایید شده است
after hours of begging, he finally consented to a compromise.
پس ساعتها خواهش کردن، او بالاخره به مصالحه ای رضایت داد.
the manager would not consent to any changes in the schedule.
مدیر به هیچ تغییری در برنامه زمانبندی رضایت نمی داد.
she reluctantly consented to answer a few more questions.
او با اکراه به پاسخ دادن به چند سوال دیگر رضایت داد.
my parents refused to consent to my plan to move abroad.
والدین من از موافقت با برنامه من برای نقل مکان به خارج از کشور امتناع کردند.
they consented to the terms of the contract before signing.
آنها قبل از امضای قرارداد به شرایط آن رضایت دادند.
the board finally consented to an emergency meeting.
هیئت مدیره بالاخره به برگزاری یک جلسه اضطراری رضایت داد.
he would never consent to such a risky investment.
او هرگز به چنین سرمایه گذاری خطرناکی رضایت نمی داد.
she consented to the interview on the condition of anonymity.
او با شرط ناشناس بودن به مصاحبه رضایت داد.
the landlord consented to repairs after repeated complaints.
صاحب ملک پس از شکایات مکرر به تعمیرات رضایت داد.
we cannot proceed unless everyone consents to the proposal.
ما نمی توانیم ادامه دهیم مگر اینکه همه به پیشنهاد رضایت دهند.
he consented to testify in court despite the pressure.
او با وجود فشارها به شهادت در دادگاه رضایت داد.
she would not consent to being treated unfairly.
او نمی خواست مورد تبعیض قرار گیرد و به آن رضایت نمی داد.
to consentir
به تایید رساندن
consentirs quickly
به سرعت تایید کرد
consentir fully
به طور کامل تایید کرد
consentiring now
اکنون در حال تایید است
consentired today
امروز تایید شد
consentired yesterday
دیروز تایید شد
consentirs often
اغراق تایید می کند
consentiring silently
به طور خاموش تایید می کند
consentired already
قبلاً تایید شده است
after hours of begging, he finally consented to a compromise.
پس ساعتها خواهش کردن، او بالاخره به مصالحه ای رضایت داد.
the manager would not consent to any changes in the schedule.
مدیر به هیچ تغییری در برنامه زمانبندی رضایت نمی داد.
she reluctantly consented to answer a few more questions.
او با اکراه به پاسخ دادن به چند سوال دیگر رضایت داد.
my parents refused to consent to my plan to move abroad.
والدین من از موافقت با برنامه من برای نقل مکان به خارج از کشور امتناع کردند.
they consented to the terms of the contract before signing.
آنها قبل از امضای قرارداد به شرایط آن رضایت دادند.
the board finally consented to an emergency meeting.
هیئت مدیره بالاخره به برگزاری یک جلسه اضطراری رضایت داد.
he would never consent to such a risky investment.
او هرگز به چنین سرمایه گذاری خطرناکی رضایت نمی داد.
she consented to the interview on the condition of anonymity.
او با شرط ناشناس بودن به مصاحبه رضایت داد.
the landlord consented to repairs after repeated complaints.
صاحب ملک پس از شکایات مکرر به تعمیرات رضایت داد.
we cannot proceed unless everyone consents to the proposal.
ما نمی توانیم ادامه دهیم مگر اینکه همه به پیشنهاد رضایت دهند.
he consented to testify in court despite the pressure.
او با وجود فشارها به شهادت در دادگاه رضایت داد.
she would not consent to being treated unfairly.
او نمی خواست مورد تبعیض قرار گیرد و به آن رضایت نمی داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید