prate

[ایالات متحده]/preɪt/
[بریتانیا]/preɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور طولانی یا خسته‌کننده صحبت کردن؛ چرت و پرت گفتن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریprating
صفت تفضیلیprater
شکل سوم شخص مفردprates
جمعprates
زمان گذشتهprated
قسمت سوم فعلprated

جملات نمونه

If the hen does not prate,she will not lay.

اگر مرغ‌سرا نجَست، تخم نخواهد گذاشت.

She prated of the good old days.

او از روزهای خوش قدیمی صحبت می‌کرد.

I sat in my pew and heard him prate on for at least an hour and a half.

من روی نیمکتم نشستم و او را حداقل یک ساعت و نیم صحبت‌های بی‌معنی شنیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید