preachify your message
پیام خود را تبلیغ کنید
preachify the truth
حقیقت را تبلیغ کنید
preachify with passion
با اشتیاق تبلیغ کنید
preachify the gospel
انجیل را تبلیغ کنید
preachify to others
به دیگران تبلیغ کنید
preachify your beliefs
اعتقادات خود را تبلیغ کنید
preachify effectively
به طور موثر تبلیغ کنید
preachify the message
پیام را تبلیغ کنید
preachify with clarity
با وضوح تبلیغ کنید
preachify your ideas
ایده های خود را تبلیغ کنید
he tends to preachify his beliefs to everyone around him.
او معمولاً باورهای خود را به همه اطراف خود تلقین میکند.
it's important not to preachify when discussing sensitive topics.
هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، مهم است که تلقین نکنید.
she often tries to preachify her lifestyle choices.
او اغلب سعی میکند انتخابهای سبک زندگی خود را تلقین کند.
people dislike it when someone tries to preachify their opinions.
مردم از این خوشحال نیستند که کسی سعی کند نظرات خود را تلقین کند.
his tendency to preachify makes conversations difficult.
تمایل او به تلقین باعث میشود گفتگوها دشوار شوند.
don't preachify; just share your experiences.
تلقین نکنید؛ فقط تجربیات خود را به اشتراک بگذارید.
she has a way of preachifying that turns people off.
او روشی برای تلقین دارد که باعث میشود مردم از آن بدشان بیاید.
his friends asked him to stop preachifying during their gatherings.
دوستانش از او خواستند که در هنگام دورهمیها تلقین کردن را متوقف کند.
preachifying can alienate those who disagree with you.
تلقین میتواند کسانی را که با شما مخالفند، از شما دور کند.
she doesn't mean to preachify; she just wants to help.
او منظوری برای تلقین ندارد؛ او فقط میخواهد کمک کند.
preachify your message
پیام خود را تبلیغ کنید
preachify the truth
حقیقت را تبلیغ کنید
preachify with passion
با اشتیاق تبلیغ کنید
preachify the gospel
انجیل را تبلیغ کنید
preachify to others
به دیگران تبلیغ کنید
preachify your beliefs
اعتقادات خود را تبلیغ کنید
preachify effectively
به طور موثر تبلیغ کنید
preachify the message
پیام را تبلیغ کنید
preachify with clarity
با وضوح تبلیغ کنید
preachify your ideas
ایده های خود را تبلیغ کنید
he tends to preachify his beliefs to everyone around him.
او معمولاً باورهای خود را به همه اطراف خود تلقین میکند.
it's important not to preachify when discussing sensitive topics.
هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، مهم است که تلقین نکنید.
she often tries to preachify her lifestyle choices.
او اغلب سعی میکند انتخابهای سبک زندگی خود را تلقین کند.
people dislike it when someone tries to preachify their opinions.
مردم از این خوشحال نیستند که کسی سعی کند نظرات خود را تلقین کند.
his tendency to preachify makes conversations difficult.
تمایل او به تلقین باعث میشود گفتگوها دشوار شوند.
don't preachify; just share your experiences.
تلقین نکنید؛ فقط تجربیات خود را به اشتراک بگذارید.
she has a way of preachifying that turns people off.
او روشی برای تلقین دارد که باعث میشود مردم از آن بدشان بیاید.
his friends asked him to stop preachifying during their gatherings.
دوستانش از او خواستند که در هنگام دورهمیها تلقین کردن را متوقف کند.
preachifying can alienate those who disagree with you.
تلقین میتواند کسانی را که با شما مخالفند، از شما دور کند.
she doesn't mean to preachify; she just wants to help.
او منظوری برای تلقین ندارد؛ او فقط میخواهد کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید