predigested food
غذاي پيشهضم شده
predigested protein
پروتئین پيشهضم شده
predigested nutrients
مواد مغذی پيشهضم شده
predigested formula
فرمول پيشهضم شده
predigested diet
رژیم غذایی پيشهضم شده
predigested milk
شیر پيشهضم شده
predigested carbohydrates
کربوهیدراتهای پيشهضم شده
predigested enzymes
آنزیمهای پيشهضم شده
predigested baby food
غذاي نوزاد پيشهضم شده
predigested supplements
مکملهای پيشهضم شده
the food was predigested for easier consumption.
غذا از قبل هضم شده بود تا مصرف آن آسانتر شود.
predigested nutrients are essential for infants.
مواد مغذی از قبل هضم شده برای نوزادان ضروری هستند.
some diets include predigested proteins for better absorption.
برخی از رژیمها شامل پروتئینهای از قبل هضم شده برای جذب بهتر هستند.
he prefers predigested meals to save time.
او ترجیح میدهد وعدههای غذایی از قبل هضم شده بخورد تا وقتش را صرفهجویی کند.
predigested food is often recommended for patients recovering from surgery.
غذاهای از قبل هضم شده اغلب برای بیمارانی که پس از جراحی در حال بهبودی هستند توصیه میشود.
many baby formulas contain predigested ingredients.
بسیاری از شیرخشکهای نوزاد حاوی مواد تشکیل دهنده از قبل هضم شده هستند.
predigested fiber can help with digestive issues.
فیبر از قبل هضم شده میتواند به رفع مشکلات گوارشی کمک کند.
she chose predigested snacks for her road trip.
او برای سفر جادهای خود میان وعدههای از قبل هضم شده انتخاب کرد.
predigested food products are gaining popularity among health-conscious consumers.
محصولات غذایی از قبل هضم شده در حال محبوبیت در میان مصرفکنندگان آگاه به سلامتی هستند.
for some, predigested meals are a necessity due to health conditions.
برای برخی، وعدههای غذایی از قبل هضم شده به دلیل شرایط سلامتی یک ضرورت است.
predigested food
غذاي پيشهضم شده
predigested protein
پروتئین پيشهضم شده
predigested nutrients
مواد مغذی پيشهضم شده
predigested formula
فرمول پيشهضم شده
predigested diet
رژیم غذایی پيشهضم شده
predigested milk
شیر پيشهضم شده
predigested carbohydrates
کربوهیدراتهای پيشهضم شده
predigested enzymes
آنزیمهای پيشهضم شده
predigested baby food
غذاي نوزاد پيشهضم شده
predigested supplements
مکملهای پيشهضم شده
the food was predigested for easier consumption.
غذا از قبل هضم شده بود تا مصرف آن آسانتر شود.
predigested nutrients are essential for infants.
مواد مغذی از قبل هضم شده برای نوزادان ضروری هستند.
some diets include predigested proteins for better absorption.
برخی از رژیمها شامل پروتئینهای از قبل هضم شده برای جذب بهتر هستند.
he prefers predigested meals to save time.
او ترجیح میدهد وعدههای غذایی از قبل هضم شده بخورد تا وقتش را صرفهجویی کند.
predigested food is often recommended for patients recovering from surgery.
غذاهای از قبل هضم شده اغلب برای بیمارانی که پس از جراحی در حال بهبودی هستند توصیه میشود.
many baby formulas contain predigested ingredients.
بسیاری از شیرخشکهای نوزاد حاوی مواد تشکیل دهنده از قبل هضم شده هستند.
predigested fiber can help with digestive issues.
فیبر از قبل هضم شده میتواند به رفع مشکلات گوارشی کمک کند.
she chose predigested snacks for her road trip.
او برای سفر جادهای خود میان وعدههای از قبل هضم شده انتخاب کرد.
predigested food products are gaining popularity among health-conscious consumers.
محصولات غذایی از قبل هضم شده در حال محبوبیت در میان مصرفکنندگان آگاه به سلامتی هستند.
for some, predigested meals are a necessity due to health conditions.
برای برخی، وعدههای غذایی از قبل هضم شده به دلیل شرایط سلامتی یک ضرورت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید