preempted

[ایالات متحده]/priːˈɛmptɪd/
[بریتانیا]/priˈɛmptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اقدام به عمل برای جلوگیری از وقوع چیزی; جایگزین یا جای چیزی شدن; پیشاپیش چیزی را تصرف یا در اختیار گرفتن; پیش از دیگری عمل کردن تا مزیت کسب کرد

عبارات و ترکیب‌ها

preempted the discussion

جلوگیری از بحث

preempted the decision

جلوگیری از تصمیم‌گیری

preempted the meeting

جلوگیری از برگزاری جلسه

preempted the announcement

جلوگیری از اعلام

preempted the event

جلوگیری از برگزاری رویداد

preempted the vote

جلوگیری از رای‌گیری

preempted the conflict

جلوگیری از درگیری

preempted the process

جلوگیری از روند

preempted the action

جلوگیری از اقدام

preempted the proposal

جلوگیری از پیشنهاد

جملات نمونه

the meeting was preempted by an unexpected emergency.

جلسه به دلیل یک فوریت غیرمنتظره لغو شد.

her speech was preempted by technical difficulties.

سخنرانی او به دلیل مشکلات فنی لغو شد.

the announcement preempted the scheduled program.

اعلامیه برنامه زمان‌بندی شده را لغو کرد.

they preempted the competition with their innovative product.

آنها با محصول نوآورانه خود، رقابت را لغو کردند.

the film was preempted by a live broadcast of the event.

فیلم به دلیل پخش زنده رویداد لغو شد.

his plans were preempted by unforeseen circumstances.

برنامه‌های او به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده لغو شد.

she preempted the discussion with her strong argument.

او با استدلال قوی خود بحث را لغو کرد.

the news preempted the regular broadcast schedule.

اخبار برنامه پخش منظم را لغو کرد.

they preempted the negotiations with a last-minute offer.

آنها با یک پیشنهاد دقیقه نود مذاکرات را لغو کردند.

the game was preempted due to severe weather conditions.

بازی به دلیل شرایط آب و هوای شدید لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید