legal preemption
پیشدستی قانونی
federal preemption
پیشدستی فدرال
state preemption
پیشدستی ایالتی
preemption doctrine
نظریه پیشدستی
preemption clause
ماده پیشدستی
preemption strategy
استراتژی پیشدستی
preemption rule
قانون پیشدستی
preemption power
قدرت پیشدستی
preemption issue
مشکل پیشدستی
preemption action
اقدام پیشدستی
the law allows for preemption in certain circumstances.
قانون اجازه میدهد که در شرایط خاص، اولویتبخشی وجود داشته باشد.
the company used preemption to secure the best location.
شرکت از اولویتبخشی برای به دست آوردن بهترین موقعیت استفاده کرد.
preemption can prevent conflicts over resources.
اولویتبخشی میتواند از بروز درگیری بر سر منابع جلوگیری کند.
they discussed the preemption of the project due to budget cuts.
آنها درباره اولویتبخشی پروژه به دلیل کاهش بودجه بحث کردند.
preemption is a key strategy in competitive markets.
اولویتبخشی یک استراتژی کلیدی در بازارهای رقابتی است.
the government implemented preemption to manage housing crises.
دولت برای مدیریت بحرانهای مسکن، از اولویتبخشی استفاده کرد.
preemption can be a controversial topic in legal discussions.
اولویتبخشی میتواند موضوعی بحثبرانگیز در بحثهای حقوقی باشد.
she argued for preemption to protect public health.
او برای محافظت از سلامت عمومی از اولویتبخشی حمایت کرد.
preemption allows for quicker decision-making in emergencies.
اولویتبخشی امکان تصمیمگیری سریعتر در شرایط اضطراری را فراهم میکند.
understanding preemption is essential for policymakers.
درک اولویتبخشی برای سیاستگذاران ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید