preemption

[ایالات متحده]/priˈɛmptʃən/
[بریتانیا]/priˈɛmpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل به دست آوردن چیزی قبل از دیگران؛ حق خرید چیزی قبل از دیگران؛ عمل اقدام به جلوگیری از وقوع چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

legal preemption

پیش‌دستی قانونی

federal preemption

پیش‌دستی فدرال

state preemption

پیش‌دستی ایالتی

preemption doctrine

نظریه پیش‌دستی

preemption clause

ماده پیش‌دستی

preemption strategy

استراتژی پیش‌دستی

preemption rule

قانون پیش‌دستی

preemption power

قدرت پیش‌دستی

preemption issue

مشکل پیش‌دستی

preemption action

اقدام پیش‌دستی

جملات نمونه

the law allows for preemption in certain circumstances.

قانون اجازه می‌دهد که در شرایط خاص، اولویت‌بخشی وجود داشته باشد.

the company used preemption to secure the best location.

شرکت از اولویت‌بخشی برای به دست آوردن بهترین موقعیت استفاده کرد.

preemption can prevent conflicts over resources.

اولویت‌بخشی می‌تواند از بروز درگیری بر سر منابع جلوگیری کند.

they discussed the preemption of the project due to budget cuts.

آنها درباره اولویت‌بخشی پروژه به دلیل کاهش بودجه بحث کردند.

preemption is a key strategy in competitive markets.

اولویت‌بخشی یک استراتژی کلیدی در بازارهای رقابتی است.

the government implemented preemption to manage housing crises.

دولت برای مدیریت بحران‌های مسکن، از اولویت‌بخشی استفاده کرد.

preemption can be a controversial topic in legal discussions.

اولویت‌بخشی می‌تواند موضوعی بحث‌برانگیز در بحث‌های حقوقی باشد.

she argued for preemption to protect public health.

او برای محافظت از سلامت عمومی از اولویت‌بخشی حمایت کرد.

preemption allows for quicker decision-making in emergencies.

اولویت‌بخشی امکان تصمیم‌گیری سریع‌تر در شرایط اضطراری را فراهم می‌کند.

understanding preemption is essential for policymakers.

درک اولویت‌بخشی برای سیاست‌گذاران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید