pref

[ایالات متحده]/prɛf/
[بریتانیا]/prɛf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استان (منطقه اداری)؛ ترجیح (اولویت)؛ مقدمه (بخش مقدمه‌ای)؛ پیشوند (حرف یا حروفی که در ابتدای یک کلمه اضافه می‌شود)
v. مقدمه گذاشتن (مقدمه‌ای ارائه دادن)؛ پیشوند اضافه کردن (به عنوان یک پیشوند اضافه کردن)
شکل‌های واژه
جمعprefs

عبارات و ترکیب‌ها

prefer coffee

کافئه را ترجیح می‌دهم

prefer tea

چای را ترجیح می‌دهم

preferred choice

انتخاب مورد ترجیح

prefer this

این را ترجیح می‌دهم

i prefer

من ترجیح می‌دهم

would prefer

بیشتر می‌خواهم

preferred method

روش مورد ترجیح

preferred option

گزینه مورد ترجیح

preferred solution

راه‌حل مورد ترجیح

prefer staying

قیام کردن را ترجیح می‌دهم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید