preparative

[ایالات متحده]/prɪˈpær.ə.tɪv/
[بریتانیا]/prɪˈpær.ə.tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به آماده‌سازی; به عنوان یک آماده‌سازی عمل می‌کند
n. چیزی که آماده می‌کند یا آماده شده است; چیزی که آماده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

preparative steps

مراحل آماده‌سازی

preparative work

کار آماده‌سازی

preparative phase

فاز آماده‌سازی

preparative measures

اقدامات آماده‌سازی

preparative process

فرآیند آماده‌سازی

preparative techniques

تکنیک‌های آماده‌سازی

preparative analysis

تجزیه و تحلیل آماده‌سازی

preparative activities

فعالیت‌های آماده‌سازی

preparative materials

مواد آماده‌سازی

preparative solutions

راه حل های آماده سازی

جملات نمونه

she made a preparative plan for the upcoming event.

او یک برنامه آمادگی برای رویداد آینده تنظیم کرد.

the preparative steps were crucial for the experiment's success.

مراحل آمادگی برای موفقیت آزمایش بسیار مهم بودند.

he took preparative measures before the trip.

او قبل از سفر اقدامات آمادگی انجام داد.

they held a preparative meeting to discuss the project.

آنها یک جلسه آمادگی برای بحث در مورد پروژه برگزار کردند.

the preparative phase of the project lasted several months.

فاز آمادگی پروژه چندین ماه طول کشید.

she focused on preparative research for her thesis.

او بر روی تحقیقات آمادگی برای پایان نامه خود تمرکز کرد.

preparative work is essential for a smooth transition.

کار آمادگی برای یک انتقال روان ضروری است.

they invested in preparative tools for the new software.

آنها برای نرم افزار جدید در ابزارهای آمادگی سرمایه گذاری کردند.

his preparative actions helped avoid potential issues.

اقدامات آمادگی او به جلوگیری از مشکلات احتمالی کمک کرد.

preparative techniques can enhance the quality of results.

تکنیک های آمادگی می توانند کیفیت نتایج را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید