preparedly

[ایالات متحده]/prɪˈpeədli/
[بریتانیا]/prɪˈpɛrdədli/

ترجمه

adv. به طریقی که آماده یا مایل است؛ با انتظار یا پیش‌بینی

عبارات و ترکیب‌ها

preparedly approach

به‌طور آماده رویکرد

preparedly respond

به‌طور آماده پاسخ داد

preparedly act

به‌طور آماده عمل کرد

preparedly engage

به‌طور آماده مشارکت کرد

preparedly discuss

به‌طور آماده بحث کرد

preparedly plan

به‌طور آماده برنامه‌ریزی کرد

preparedly tackle

به‌طور آماده مقابله کرد

preparedly present

به‌طور آماده ارائه داد

preparedly analyze

به‌طور آماده تجزیه و تحلیل کرد

preparedly lead

به‌طور آماده رهبری کرد

جملات نمونه

she preparedly approached the difficult topic during the meeting.

او با آمادگی موضوع دشوار را در طول جلسه مطرح کرد.

the team preparedly reviewed the project before the presentation.

تیم با آمادگی پروژه را قبل از ارائه بررسی کرد.

he spoke preparedly about his plans for the future.

او با آمادگی در مورد برنامه های آینده خود صحبت کرد.

they preparedly gathered all necessary documents for the application.

آنها با آمادگی تمام اسناد لازم را برای درخواست جمع آوری کردند.

she answered the questions preparedly, showing her expertise.

او با آمادگی به سوالات پاسخ داد و تخصص خود را نشان داد.

he preparedly practiced his speech multiple times.

او چندین بار با آمادگی سخنرانی خود را تمرین کرد.

the students preparedly studied for the upcoming exam.

دانشجویان با آمادگی برای امتحان آینده مطالعه کردند.

she preparedly organized her notes before the lecture.

او قبل از سخنرانی یادداشت های خود را با آمادگی مرتب کرد.

he preparedly tackled the challenges in his new job.

او با آمادگی چالش های شغل جدید خود را حل کرد.

they preparedly discussed their strategy for the competition.

آنها با آمادگی استراتژی خود را برای مسابقه مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید