preparedly approach
بهطور آماده رویکرد
preparedly respond
بهطور آماده پاسخ داد
preparedly act
بهطور آماده عمل کرد
preparedly engage
بهطور آماده مشارکت کرد
preparedly discuss
بهطور آماده بحث کرد
preparedly plan
بهطور آماده برنامهریزی کرد
preparedly tackle
بهطور آماده مقابله کرد
preparedly present
بهطور آماده ارائه داد
preparedly analyze
بهطور آماده تجزیه و تحلیل کرد
preparedly lead
بهطور آماده رهبری کرد
she preparedly approached the difficult topic during the meeting.
او با آمادگی موضوع دشوار را در طول جلسه مطرح کرد.
the team preparedly reviewed the project before the presentation.
تیم با آمادگی پروژه را قبل از ارائه بررسی کرد.
he spoke preparedly about his plans for the future.
او با آمادگی در مورد برنامه های آینده خود صحبت کرد.
they preparedly gathered all necessary documents for the application.
آنها با آمادگی تمام اسناد لازم را برای درخواست جمع آوری کردند.
she answered the questions preparedly, showing her expertise.
او با آمادگی به سوالات پاسخ داد و تخصص خود را نشان داد.
he preparedly practiced his speech multiple times.
او چندین بار با آمادگی سخنرانی خود را تمرین کرد.
the students preparedly studied for the upcoming exam.
دانشجویان با آمادگی برای امتحان آینده مطالعه کردند.
she preparedly organized her notes before the lecture.
او قبل از سخنرانی یادداشت های خود را با آمادگی مرتب کرد.
he preparedly tackled the challenges in his new job.
او با آمادگی چالش های شغل جدید خود را حل کرد.
they preparedly discussed their strategy for the competition.
آنها با آمادگی استراتژی خود را برای مسابقه مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید