preplanning meeting
جلسه برنامهریزی اولیه
preplanning phase
فاز برنامهریزی اولیه
preplanning session
جلسه برنامهریزی اولیه
preplanning process
فرآیند برنامهریزی اولیه
preplanning stage
مرحله برنامهریزی اولیه
preplanning exercise
تمرین برنامهریزی اولیه
preplanning initiative
ابتکار عمل برنامهریزی اولیه
preplanning project
پروژه برنامهریزی اولیه
preplanning is essential for successful project management.
برنامهریزی از پیش برای مدیریت پروژه موفق ضروری است.
the team engaged in thorough preplanning before the conference.
تیم قبل از کنفرانس درگیر برنامهریزی از پیش و دقیق بود.
adequate preplanning can prevent costly mistakes.
برنامهریزی از پیش کافی میتواند از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.
our preplanning phase took several weeks.
فاز برنامهریزی از پیش ما چندین هفته طول کشید.
the preplanning meeting was scheduled for monday.
جلسه برنامهریزی از پیش برای دوشنبه برنامهریزی شده بود.
preplanning allows for better resource allocation.
برنامهریزی از پیش اجازه میدهد تا تخصیص منابع بهتر انجام شود.
effective preplanning requires attention to detail.
برنامهریزی از پیش مؤثر نیاز به توجه به جزئیات دارد.
the success of the event was due to careful preplanning.
موفقیت رویداد به دلیل برنامهریزی از پیش دقیق بود.
we need to allocate more time for preplanning.
ما نیاز داریم زمان بیشتری را برای برنامهریزی از پیش اختصاص دهیم.
preplanning involves analyzing potential risks.
برنامهریزی از پیش شامل تجزیه و تحلیل خطرات احتمالی است.
the company emphasizes preplanning in its operations.
شرکت بر برنامهریزی از پیش در عملیات خود تأکید دارد.
preplanning strategies were discussed at the meeting.
استراتژیهای برنامهریزی از پیش در جلسه مورد بحث قرار گرفتند.
preplanning meeting
جلسه برنامهریزی اولیه
preplanning phase
فاز برنامهریزی اولیه
preplanning session
جلسه برنامهریزی اولیه
preplanning process
فرآیند برنامهریزی اولیه
preplanning stage
مرحله برنامهریزی اولیه
preplanning exercise
تمرین برنامهریزی اولیه
preplanning initiative
ابتکار عمل برنامهریزی اولیه
preplanning project
پروژه برنامهریزی اولیه
preplanning is essential for successful project management.
برنامهریزی از پیش برای مدیریت پروژه موفق ضروری است.
the team engaged in thorough preplanning before the conference.
تیم قبل از کنفرانس درگیر برنامهریزی از پیش و دقیق بود.
adequate preplanning can prevent costly mistakes.
برنامهریزی از پیش کافی میتواند از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.
our preplanning phase took several weeks.
فاز برنامهریزی از پیش ما چندین هفته طول کشید.
the preplanning meeting was scheduled for monday.
جلسه برنامهریزی از پیش برای دوشنبه برنامهریزی شده بود.
preplanning allows for better resource allocation.
برنامهریزی از پیش اجازه میدهد تا تخصیص منابع بهتر انجام شود.
effective preplanning requires attention to detail.
برنامهریزی از پیش مؤثر نیاز به توجه به جزئیات دارد.
the success of the event was due to careful preplanning.
موفقیت رویداد به دلیل برنامهریزی از پیش دقیق بود.
we need to allocate more time for preplanning.
ما نیاز داریم زمان بیشتری را برای برنامهریزی از پیش اختصاص دهیم.
preplanning involves analyzing potential risks.
برنامهریزی از پیش شامل تجزیه و تحلیل خطرات احتمالی است.
the company emphasizes preplanning in its operations.
شرکت بر برنامهریزی از پیش در عملیات خود تأکید دارد.
preplanning strategies were discussed at the meeting.
استراتژیهای برنامهریزی از پیش در جلسه مورد بحث قرار گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید