preponderate

[ایالات متحده]/prɪˈpɒndəreɪt/
[بریتانیا]/prɪˈpɑːndəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بزرگتر بودن در تعداد، تأثیر، یا اهمیت؛ فراتر رفتن در وزن، قدرت، یا معنی

عبارات و ترکیب‌ها

preponderate influence

تاثیر غالب

preponderate evidence

دلایل غالب

preponderate role

نقش غالب

preponderate factor

عامل غالب

preponderate opinion

نظر غالب

preponderate weight

وزن غالب

preponderate force

نیروی غالب

preponderate view

دیدگاه غالب

preponderate interest

منافع غالب

preponderate presence

حضور غالب

جملات نمونه

the evidence tends to preponderate in favor of the defendant.

شواهد به نفع متهم بیشتر است.

in this debate, her arguments preponderate over others.

در این بحث، استدلال‌های او بر دیگران غلبه دارد.

his experience preponderates when making decisions.

تجربه او در هنگام تصمیم‌گیری سربرآورد.

the benefits of the plan preponderate the risks involved.

مزایای طرح بر خطرات احتمالی غلبه دارد.

in this analysis, the data preponderate towards a specific conclusion.

در این تحلیل، داده‌ها به سمت یک نتیجه خاص گرایش دارند.

when it comes to popularity, her talent preponderates.

وقتی صحبت از محبوبیت می‌شود، استعداد او غلبه می‌کند.

in the committee, her opinion preponderates over the others.

در کمیته، نظر او بر نظرات دیگران غلبه می‌کند.

factors such as quality and price preponderate consumer choices.

عواملی مانند کیفیت و قیمت بر انتخاب‌های مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد.

his skills preponderate in this competitive field.

مهارت‌های او در این زمینه رقابتی سربرآورد.

in the final decision, the facts preponderate over emotions.

در تصمیم نهایی، واقعیت‌ها بر احساسات غلبه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید