pressy

[ایالات متحده]/ˈprɛsi/
[بریتانیا]/ˈprɛsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هدیه؛ پیشکش
Word Forms
جمعpressies

عبارات و ترکیب‌ها

pressy situation

شرایط تحت فشار

pressy moment

لحظه تحت فشار

pressy deadline

مهلت تحویل تحت فشار

pressy task

وظیفه تحت فشار

pressy environment

محیط تحت فشار

pressy request

درخواست تحت فشار

pressy issue

مشکل تحت فشار

pressy challenge

چالش تحت فشار

pressy project

پروژه تحت فشار

pressy call

تماس تحت فشار

جملات نمونه

she felt a bit pressy about the upcoming deadline.

او احساس می‌کرد که در مورد مهلت مقرر قریب‌الوقوع کمی اصرار دارد.

he was always so pressy when it came to making decisions.

او همیشه در هنگام تصمیم‌گیری بسیار اصراری بود.

don't be so pressy; take your time to think it through.

اینقدر اصرار نکنید؛ زمانی را برای فکر کردن در مورد آن صرف کنید.

there was a pressy atmosphere in the meeting room.

در اتاق کنفرانس فضایی اصراری وجود داشت.

the pressy nature of the project made everyone anxious.

طبیعت اصراری پروژه باعث نگرانی همه شد.

she often feels pressy when juggling multiple tasks.

او اغلب وقتی چندین کار را همزمان انجام می‌دهد احساس فشار می‌کند.

his pressy attitude annoyed his colleagues.

حرف‌های اصراری او همکارانش را آزار می‌داد.

they worked in a pressy environment with tight deadlines.

آنها در محیطی با مهلت‌های سخت و اصراری کار می‌کردند.

she tried to remain calm despite the pressy situation.

با وجود شرایط اصراری، او سعی کرد آرام بماند.

his pressy demeanor made it hard to relax.

رفتار اصراری او باعث می‌شد که نتوانید استراحت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید