presumable

[ایالات متحده]/prɪˈzjuːməbl/
[بریتانیا]/prɪˈzuːməbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل فرض یا فرض کردن; احتمالاً وجود دارد یا درست است; بدون مدرک فرض شده است; به طور قانونی فرض شده

عبارات و ترکیب‌ها

presumable cause

علت احتمالی

presumable outcome

نتیجه احتمالی

presumable reason

دلیل احتمالی

presumable identity

هویت احتمالی

presumable value

ارزش احتمالی

presumable fact

واقعیت احتمالی

presumable location

موقعیت احتمالی

presumable time

زمان احتمالی

presumable evidence

گواهی احتمالی

presumable assumption

فرضیه احتمالی

جملات نمونه

it is presumable that he will arrive late.

به نظر می‌رسد که او دیر برسد.

presumable outcomes are often discussed in meetings.

نتایج احتمالی اغلب در جلسات مورد بحث قرار می‌گیرند.

she made a presumable guess about the situation.

او حدس احتمالی در مورد وضعیت زد.

it is presumable that the project will be completed on time.

به نظر می‌رسد که پروژه به موقع تکمیل خواهد شد.

his presumable knowledge of the topic impressed the audience.

دانش احتمالی او در مورد این موضوع، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

there are presumable reasons for her absence.

دلایل احتمالی برای غیبت او وجود دارد.

it is presumable that they will support the decision.

به نظر می‌رسد که آنها از تصمیم حمایت خواهند کرد.

his presumable expertise made him a valuable team member.

مهارت احتمالی او او را به یک عضو ارزشمند تیم تبدیل کرد.

presumable risks should be assessed before proceeding.

خطرات احتمالی باید قبل از ادامه ارزیابی شوند.

it is presumable that the event will be a success.

به نظر می‌رسد که رویداد موفقیت‌آمیز خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید