pricker

[ایالات متحده]/ˈprɪkə/
[بریتانیا]/ˈprɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که سوراخ می‌کند، یک ابزار نوک تیز؛ ابزاری برای ایجاد حفره‌های کوچک یا سوراخ‌ها؛ میخ یا خار، به‌ویژه روی گیاهان
Word Forms
جمعprickers

عبارات و ترکیب‌ها

thorn pricker

خارگیر

needle pricker

گیرنده سوزن

rose pricker

خار گل

pricker bush

بوته خار

pricker plant

گیاه خار

skin pricker

خار پوست

pricker tool

ابزار خار

pricker vine

سیب خار

pricker wire

سیم خار

pricker pad

زیرانداز خار

جملات نمونه

the pricker is essential for gardening tasks.

سرخود برای انجام کارهای باغبانی ضروری است.

she used a pricker to remove thorns from the rose bush.

او از یک سرخود برای برداشتن خار از بوته گل رز استفاده کرد.

the pricker helped him fix the punctured tire.

سرخود به او کمک کرد تا لاستیک پنچر را تعمیر کند.

he always carries a pricker in his toolbox.

او همیشه یک سرخود در جعبه ابزار خود دارد.

using a pricker can make sewing easier.

استفاده از یک سرخود می تواند دوختن را آسان تر کند.

she felt a pricker of pain in her finger.

او یک سوزش درد در انگشتش احساس کرد.

the pricker was useful for crafting projects.

سرخود برای پروژه های دستی مفید بود.

he pricked his finger with the pricker by accident.

او به طور تصادفی با سرخود انگشتش را سوراخ کرد.

the pricker is designed to make precise holes.

سرخود برای ایجاد سوراخ های دقیق طراحی شده است.

she felt a sudden pricker of anxiety before the exam.

او قبل از امتحان یک سوزش ناگهانی اضطراب احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید