proconsulships

[ایالات متحده]/ˈprəʊkɒnsəlʃɪp/
[بریتانیا]/ˈproʊˌkɒnslˌʃɪp/

ترجمه

n. موقعیت یا دوره‌ی خدمت یک پروکنسول

عبارات و ترکیب‌ها

proconsulship duties

وظایف کنسول پرو

proconsulship authority

اختیارات کنسول پرو

proconsulship role

نقش کنسول پرو

proconsulship tenure

مدت زمان کنسول پرو

proconsulship powers

قدرت های کنسول پرو

proconsulship responsibilities

مسئولیت های کنسول پرو

proconsulship position

موقعیت کنسول پرو

proconsulship administration

مدیریت کنسول پرو

proconsulship functions

توابع کنسول پرو

proconsulship legacy

میراث کنسول پرو

جملات نمونه

the proconsulship was a prestigious position in the roman empire.

جانشین‌پروری یک مقام معتبر در امپراتوری روم بود.

he aspired to obtain the proconsulship after years of service.

او بعد از سال‌ها خدمت به دنبال به دست آوردن جانشین‌پروری بود.

the proconsulship allowed him to govern multiple provinces.

جانشین‌پروری به او اجازه داد تا چندین استان را اداره کند.

her promotion to proconsulship surprised everyone in the council.

ارتقای او به جانشین‌پروری همه را در شورای شهر غافلگیر کرد.

during his proconsulship, he implemented many reforms.

در طول جانشین‌پروری او، بسیاری از اصلاحات را اجرا کرد.

the proconsulship required strong leadership skills.

جانشین‌پروری به مهارت‌های رهبری قوی نیاز داشت.

he was appointed to the proconsulship after a successful campaign.

او پس از یک کمپین موفق به جانشین‌پروری منصوب شد.

the history of the proconsulship is filled with intrigue.

تاریخچه جانشین‌پروری مملو از دسیسه است.

her experience in the proconsulship made her a valuable advisor.

تجربه او در جانشین‌پروری او را به یک مشاور ارزشمند تبدیل کرد.

many leaders sought the proconsulship to expand their influence.

رهبران زیادی به دنبال جانشین‌پروری برای گسترش نفوذ خود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید