procreates

[ایالات متحده]/ˈprəʊkrieɪts/
[بریتانیا]/ˈproʊkriˌeɪts/

ترجمه

v. زاد و ولد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

procreates life

تولید مثل زندگی

procreates offspring

تولید مثل نوزادان

procreates species

تولید مثل گونه‌ها

procreates new

تولید مثل جدید

procreates naturally

تولید مثل به طور طبیعی

procreates abundantly

تولید مثل به وفور

procreates successfully

تولید مثل با موفقیت

procreates quickly

تولید مثل به سرعت

procreates regularly

تولید مثل به طور منظم

procreates effectively

تولید مثل به طور موثر

جملات نمونه

nature procreates in various ways.

طبیعت به روش‌های مختلف تولید می‌کند.

the species procreates to ensure survival.

گونه‌ها برای اطمینان از بقا تولید مثل می‌کنند.

a healthy environment procreates diverse life forms.

یک محیط سالم اشکال مختلف حیات را تولید می‌کند.

in the wild, animals procreate during specific seasons.

در طبیعت وحش، حیوانات در فصل‌های خاص تولید مثل می‌کنند.

plants procreate through seeds and spores.

گیاهان از طریق دانه‌ها و هاگ تولید مثل می‌کنند.

some species procreate asexually.

برخی از گونه‌ها به صورت غیرجنسی تولید مثل می‌کنند.

conservation efforts help species that procreate slowly.

تلاش‌های حفاظتی به گونه‌هایی که به آرامی تولید مثل می‌کنند کمک می‌کند.

in captivity, some animals procreate more frequently.

در اسارت، برخی از حیوانات بیشتر تولید مثل می‌کنند.

the research shows how climate change affects how species procreates.

تحقیقات نشان می‌دهد که چگونه تغییرات آب و هوایی بر نحوه تولید مثل گونه‌ها تأثیر می‌گذارد.

understanding how a species procreates is vital for its conservation.

درک نحوه تولید مثل یک گونه برای حفظ آن حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید