proctored

[ایالات متحده]/ˈprɒktəd/
[بریتانیا]/ˈprɑːktərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و فعل گذشته participle از proctor

عبارات و ترکیب‌ها

proctored exam

آزمون تحت نظارت

proctored test

آزمون تحت نظارت

proctored environment

محیط تحت نظارت

proctored session

جلسه تحت نظارت

proctored assessment

ارزیابی تحت نظارت

proctored online

آنلاین تحت نظارت

proctored certification

گواهینامه تحت نظارت

proctored course

دوره تحت نظارت

proctored quiz

آزمون کوتاه تحت نظارت

proctored evaluation

ارزیابی تحت نظارت

جملات نمونه

the exam will be proctored by a qualified instructor.

آزمون توسط یک مدرس واجد شرایط نظارت خواهد شد.

students are required to take proctored tests for certification.

دانشجویان موظف به شرکت در آزمون های تحت نظارت برای اخذ گواهینامه هستند.

proctored online exams ensure academic integrity.

آزمون های آنلاین تحت نظارت، یکپارچگی علمی را تضمین می کنند.

the proctored environment helps prevent cheating.

محیط تحت نظارت به جلوگیری از تقلب کمک می کند.

she felt nervous during the proctored session.

او در طول جلسه تحت نظارت احساس اضطراب کرد.

proctored exams can be scheduled at various times.

می توان آزمون های تحت نظارت را در زمان های مختلف برنامه ریزی کرد.

he passed the proctored exam with flying colors.

او با موفقیت درخشانی در آزمون تحت نظارت قبول شد.

many universities offer proctored assessments for distance learners.

بسیاری از دانشگاه ها ارزیابی های تحت نظارت را برای دانشجویان آموزش از راه دور ارائه می دهند.

the proctored test requires strict adherence to guidelines.

آزمون تحت نظارت نیاز به رعایت دقیق دستورالعمل ها دارد.

proctored exams are often used in high-stakes testing.

اغلب از آزمون های تحت نظارت در آزمون های با اهمیت زیاد استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید