proctored exam
آزمون تحت نظارت
proctored test
آزمون تحت نظارت
proctored environment
محیط تحت نظارت
proctored session
جلسه تحت نظارت
proctored assessment
ارزیابی تحت نظارت
proctored online
آنلاین تحت نظارت
proctored certification
گواهینامه تحت نظارت
proctored course
دوره تحت نظارت
proctored quiz
آزمون کوتاه تحت نظارت
proctored evaluation
ارزیابی تحت نظارت
the exam will be proctored by a qualified instructor.
آزمون توسط یک مدرس واجد شرایط نظارت خواهد شد.
students are required to take proctored tests for certification.
دانشجویان موظف به شرکت در آزمون های تحت نظارت برای اخذ گواهینامه هستند.
proctored online exams ensure academic integrity.
آزمون های آنلاین تحت نظارت، یکپارچگی علمی را تضمین می کنند.
the proctored environment helps prevent cheating.
محیط تحت نظارت به جلوگیری از تقلب کمک می کند.
she felt nervous during the proctored session.
او در طول جلسه تحت نظارت احساس اضطراب کرد.
proctored exams can be scheduled at various times.
می توان آزمون های تحت نظارت را در زمان های مختلف برنامه ریزی کرد.
he passed the proctored exam with flying colors.
او با موفقیت درخشانی در آزمون تحت نظارت قبول شد.
many universities offer proctored assessments for distance learners.
بسیاری از دانشگاه ها ارزیابی های تحت نظارت را برای دانشجویان آموزش از راه دور ارائه می دهند.
the proctored test requires strict adherence to guidelines.
آزمون تحت نظارت نیاز به رعایت دقیق دستورالعمل ها دارد.
proctored exams are often used in high-stakes testing.
اغلب از آزمون های تحت نظارت در آزمون های با اهمیت زیاد استفاده می شود.
proctored exam
آزمون تحت نظارت
proctored test
آزمون تحت نظارت
proctored environment
محیط تحت نظارت
proctored session
جلسه تحت نظارت
proctored assessment
ارزیابی تحت نظارت
proctored online
آنلاین تحت نظارت
proctored certification
گواهینامه تحت نظارت
proctored course
دوره تحت نظارت
proctored quiz
آزمون کوتاه تحت نظارت
proctored evaluation
ارزیابی تحت نظارت
the exam will be proctored by a qualified instructor.
آزمون توسط یک مدرس واجد شرایط نظارت خواهد شد.
students are required to take proctored tests for certification.
دانشجویان موظف به شرکت در آزمون های تحت نظارت برای اخذ گواهینامه هستند.
proctored online exams ensure academic integrity.
آزمون های آنلاین تحت نظارت، یکپارچگی علمی را تضمین می کنند.
the proctored environment helps prevent cheating.
محیط تحت نظارت به جلوگیری از تقلب کمک می کند.
she felt nervous during the proctored session.
او در طول جلسه تحت نظارت احساس اضطراب کرد.
proctored exams can be scheduled at various times.
می توان آزمون های تحت نظارت را در زمان های مختلف برنامه ریزی کرد.
he passed the proctored exam with flying colors.
او با موفقیت درخشانی در آزمون تحت نظارت قبول شد.
many universities offer proctored assessments for distance learners.
بسیاری از دانشگاه ها ارزیابی های تحت نظارت را برای دانشجویان آموزش از راه دور ارائه می دهند.
the proctored test requires strict adherence to guidelines.
آزمون تحت نظارت نیاز به رعایت دقیق دستورالعمل ها دارد.
proctored exams are often used in high-stakes testing.
اغلب از آزمون های تحت نظارت در آزمون های با اهمیت زیاد استفاده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید