professedly

[ایالات متحده]/prəˈfɛstɪdli/
[بریتانیا]/prəˈfɛstɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور علنی اعلام شده یا پذیرفته شده؛ در سطح؛ ظاهراً

عبارات و ترکیب‌ها

professedly honest

ظاهراً صادق

professedly liberal

ظاهراً آزادمنش

professedly religious

ظاهراً مذهبی

professedly neutral

ظاهراً بی‌طرف

professedly educated

ظاهراً تحصیل‌کرده

professedly sincere

ظاهراً صمیمانه

professedly supportive

ظاهراً حامی

professedly ethical

ظاهراً اخلاقی

professedly talented

ظاهراً بااستعداد

professedly ambitious

ظاهراً جاه‌طلب

جملات نمونه

she professedly supports environmental causes.

او به طور آشکارا از اهداف زیست محیطی حمایت می کند.

he is professedly an expert in his field.

او به طور آشکارا یک متخصص در زمینه خود است.

the organization professedly aims to help the underprivileged.

سازمان به طور آشکارا هدف آن کمک به افراد محروم است.

she professedly follows a strict diet.

او به طور آشکارا یک رژیم غذایی سختگیرانه را دنبال می کند.

he professedly believes in the power of education.

او به طور آشکارا به قدرت آموزش اعتقاد دارد.

the artist is professedly inspired by nature.

هنرمند به طور آشکارا از طبیعت الهام گرفته است.

they professedly advocate for social justice.

آنها به طور آشکارا از عدالت اجتماعی حمایت می کنند.

she is professedly committed to her career.

او به طور آشکارا به شغلی خود متعهد است.

the company professedly prioritizes customer satisfaction.

شرکت به طور آشکارا رضایت مشتری را در اولویت قرار می دهد.

he professedly enjoys traveling to new places.

او به طور آشکارا از سفر به مکان های جدید لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید