professionalized

[ایالات متحده]/prəˈfɛʃ.ən.əl.aɪzd/
[بریتانیا]/prəˈfɛʃ.ən.əl.aɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت professionalize

عبارات و ترکیب‌ها

professionalized training

آموزش حرفه‌ای‌شده

professionalized approach

رویکرد حرفه‌ای‌شده

professionalized services

خدمات حرفه‌ای‌شده

professionalized standards

استانداردهای حرفه‌ای‌شده

professionalized workforce

نیروی کار حرفه‌ای‌شده

professionalized environment

محیط حرفه‌ای‌شده

professionalized skills

مهارت‌های حرفه‌ای‌شده

professionalized practices

روش‌های حرفه‌ای‌شده

professionalized management

مدیریت حرفه‌ای‌شده

professionalized development

توسعه حرفه‌ای‌شده

جملات نمونه

she has professionalized her skills in graphic design.

او مهارت‌های خود را در زمینه طراحی گرافیک حرفه‌ای کرده است.

they aim to professionalize the coaching industry.

آنها قصد دارند صنعت مربیگری را حرفه‌ای کنند.

his approach has professionalized the way we manage projects.

رویکرد او راه مدیریت پروژه ها را حرفه ای کرده است.

the company is working to professionalize its customer service.

شرکت در حال تلاش برای حرفه ای کردن خدمات مشتریان خود است.

they have professionalized their training programs for better results.

آنها برنامه های آموزشی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر حرفه ای کرده اند.

his efforts have helped to professionalize the nonprofit sector.

تلاش های او به حرفه ای شدن بخش غیرانتفاعی کمک کرده است.

we need to find ways to professionalize volunteer work.

ما باید راه هایی برای حرفه ای کردن کار داوطلبانه پیدا کنیم.

the initiative aims to professionalize the craft of woodworking.

این طرح با هدف حرفه ای کردن هنر نجاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید