profitss

[ایالات متحده]/ˈprɒfɪts/
[بریتانیا]/ˈprɑːfɪts/

ترجمه

n. سودهای مالی پس از هزینه‌ها
v. به لحاظ مالی به دست آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

increased profits

افزایش سود

record profits

رکورد سود

boost profits

افزایش سود

company profits

سود شرکت

future profits

سود آینده

generating profits

تولید سود

protecting profits

محافظت از سود

high profits

سود بالا

past profits

سودهای گذشته

maximize profits

حداکثر کردن سود

جملات نمونه

the company reported record profits this quarter.

شرکت گزارش داد که در این فصل سود بی‌سابقه‌ای ثبت کرده است.

increased sales led to higher profits for the business.

افزایش فروش منجر به افزایش سود برای کسب و کار شد.

we aim to maximize profits while maintaining quality.

هدف ما افزایش سود در حالی که کیفیت را حفظ می‌کنیم است.

the new product line significantly boosted our profits.

خط تولید جدید به طور قابل توجهی سود ما را افزایش داد.

shareholders expect consistent profits from the investment.

سهامداران انتظار دارند که سرمایه‌گذاری سود ثابتی را به همراه داشته باشد.

rising costs cut into the company's profits.

افزایش هزینه‌ها باعث کاهش سود شرکت شد.

the firm announced a substantial increase in profits.

شرکت از افزایش قابل توجه سود خبر داد.

we need to find ways to improve our profit margins.

ما باید راهی برای بهبود حاشیه سود خود پیدا کنیم.

the government regulates industries to prevent excessive profits.

دولت صنایع را برای جلوگیری از سود بیش از حد تنظیم می‌کند.

the company split its profits among the investors.

شرکت سود خود را بین سرمایه‌گذاران تقسیم کرد.

fluctuations in the market impacted their profits negatively.

نوسانات بازار به طور منفی بر سود آنها تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید