prograde

[ایالات متحده]/ˈprəʊɡreɪd/
[بریتانیا]/ˈproʊɡreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال حرکت در همان جهتی که حرکت بدن انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

prograde orbit

مدار سير مستقیم

prograde motion

حرکت سير مستقیم

prograde rotation

چرخش سير مستقیم

prograde phase

فاز سير مستقیم

prograde velocity

سرعت سير مستقیم

prograde trajectory

مسير سير مستقیم

prograde satellite

ماهواره سير مستقیم

prograde transfer

انتقال سير مستقیم

prograde alignment

ترازی سير مستقیم

prograde maneuver

مانور سير مستقیم

جملات نمونه

the spacecraft is in a prograde orbit around the planet.

وسایل نقلیه فضایی در مدار نزدیک به مدار سیاره قرار دارد.

prograde motion is crucial for efficient satellite deployment.

حرکت به سمت مدار برای استقرار کارآمد ماهواره بسیار مهم است.

we need to calculate the prograde velocity for our mission.

ما باید سرعت نزدیک به مدار را برای مأموریت خود محاسبه کنیم.

prograde and retrograde motions affect the timing of launches.

حرکات به سمت مدار و مخالف مدار بر زمان پرتاب تأثیر می گذارد.

the prograde rotation of the planet influences its climate.

چرخش به سمت مدار سیاره بر آب و هوای آن تأثیر می گذارد.

understanding prograde and retrograde orbits is essential in astronomy.

درک مدارهای به سمت مدار و مخالف مدار در نجوم ضروری است.

the satellite's prograde path ensures it remains in stable orbit.

مسیر به سمت مدار ماهواره تضمین می کند که در مدار پایدار باقی می ماند.

prograde motion helps in maintaining gravitational balance.

حرکت به سمت مدار به حفظ تعادل گرانشی کمک می کند.

they observed prograde rotation in several distant galaxies.

آنها چرخش به سمت مدار را در چندین کهکشان دور مشاهده کردند.

prograde and retrograde motions can affect satellite communication.

حرکات به سمت مدار و مخالف مدار می تواند بر ارتباطات ماهواره تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید