propitiating

[ایالات متحده]/prəˈpɪʃ.i.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/prəˈpɪʃ.i.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را آرام یا راضی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

propitiating spirits

خوشایند کردن ارواح

propitiating deities

خوشایند کردن الهه‌ها

propitiating forces

خوشایند کردن نیروها

propitiating rituals

خوشایند کردن مناسک

propitiating offerings

خوشایند کردن نذورات

propitiating prayers

خوشایند کردن دعاها

propitiating acts

خوشایند کردن اعمال

propitiating gestures

خوشایند کردن حرکات

propitiating charms

خوشایند کردن طلسم‌ها

propitiating traditions

خوشایند کردن سنت‌ها

جملات نمونه

he was propitiating the gods with offerings.

او در حال راضی کردن خدایان با نذورات بود.

they believed that propitiating the spirits would bring good luck.

آنها معتقد بودند که راضی کردن ارواح خوش شانسی به ارمغان می آورد.

she spent hours propitiating her angry friend.

او ساعت ها برای راضی کردن دوست عصبانی اش وقت گذاشت.

propitiating the ancestors is a common practice in many cultures.

راضی کردن اجداد یک عمل رایج در بسیاری از فرهنگ ها است.

the king was busy propitiating his subjects with generous gifts.

شاه مشغول راضی کردن رعایایش با هدایای سخاوتمندانه بود.

he thought that propitiating her would solve their issues.

او فکر کرد که راضی کردن او مشکلات آنها را حل می کند.

propitiating the spirits of the land is essential for a good harvest.

راضی کردن ارواح سرزمین برای داشتن یک برداشت خوب ضروری است.

they held a ceremony for propitiating the rain gods.

آنها برای راضی کردن خدایان باران یک مراسم برگزار کردند.

he wrote a letter propitiating his former boss.

او نامه ای برای راضی کردن رئیس سابقش نوشت.

propitiating the deities is part of their religious beliefs.

راضی کردن الهه ها بخشی از اعتقادات مذهبی آنها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید