prorating

[ایالات متحده]/prəʊˈreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/proʊˈreɪtɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری prorate

عبارات و ترکیب‌ها

prorating costs

تقسیم هزینه ها

prorating method

روش تخصیص

prorating charges

هزینه های تخصیص یافته

prorating periods

دوره های تخصیص

prorating income

درآمد تخصیص یافته

prorating expenses

هزینه های تخصیص یافته

prorating rates

نرخ های تخصیص یافته

prorating adjustments

تنظیمات تخصیص

prorating rules

قوانین تخصیص

prorating formula

فرمول تخصیص

جملات نمونه

the company is prorating the bonuses based on performance.

شرکت در حال تخصیص پاداش‌ها بر اساس عملکرد است.

prorating the rent will help us manage our budget better.

تخصیص اجاره بها به ما کمک می‌کند تا بودجه خود را بهتر مدیریت کنیم.

they are prorating the costs for the shared services.

آنها هزینه‌های خدمات مشترک را در حال تخصیص هستند.

we need to start prorating the utility bills for new tenants.

ما باید شروع به تخصیص قبوض خدمات عمومی برای مستاجران جدید کنیم.

prorating the insurance premium can save us money.

تخصیص حق بیمه می‌تواند در هزینه‌های ما صرفه‌جویی کند.

he explained how prorating affects the final payout.

او توضیح داد که تخصیص چگونه بر پرداخت نهایی تأثیر می‌گذارد.

prorating the salary for part-time employees is essential.

تخصیص حقوق برای کارمندان پاره وقت ضروری است.

they decided to prorate the project costs among all partners.

آنها تصمیم گرفتند هزینه‌های پروژه را بین همه شرکا تخصیص دهند.

understanding prorating can help in financial planning.

درک تخصیص می‌تواند به برنامه‌ریزی مالی کمک کند.

the accountant is responsible for prorating the expenses.

حسابدار مسئولیت تخصیص هزینه‌ها را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید