prostrates

[ایالات متحده]/ˈprɒstreɪts/
[بریتانیا]/ˈprɑːstreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود که به صورت افقی دراز بکشد یا خم شود؛ کسی را ناتوان می‌کند (به دلیل بیماری، آب و هوا و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

prostrates in prayer

به درگاه خدا سجده می‌کند

prostrates before authority

در برابر قدرت به سجده می‌افتد

prostrates in submission

در حالت تسلیم سجده می‌کند

prostrates during worship

در هنگام عبادت سجده می‌کند

prostrates in defeat

در حالت شکست سجده می‌کند

prostrates in reverence

با احترام سجده می‌کند

prostrates in respect

با احترام و تعظیم سجده می‌کند

جملات نمونه

he prostrates himself before the king.

او در برابر پادشاه به حالت سجده می‌افتد.

the dog prostrates in front of its owner.

سگ در برابر صاحب خود به حالت سجده می‌کند.

she prostrates in prayer every morning.

او هر روز صبح در هنگام نماز به حالت سجده می‌کند.

during the ceremony, they prostrates to show respect.

در طول مراسم، آن‌ها برای نشان دادن احترام به حالت سجده می‌کنند.

he prostrates himself in submission to the authority.

او در حالت تسلیم در برابر قدرت به حالت سجده می‌کند.

the soldier prostrates to honor his fallen comrades.

سرباز برای ادای احترام به هم‌رزمان جان‌باخته خود به حالت سجده می‌کند.

she prostrates herself as a gesture of humility.

او به عنوان نشانه تواضع به حالت سجده می‌کند.

the monk prostrates before the altar.

راهب در برابر محراب به حالت سجده می‌کند.

in some cultures, one prostrates to greet elders.

در برخی فرهنگ‌ها، برای احوالپرسی با بزرگان به حالت سجده می‌کنند.

he prostrates himself to ask for forgiveness.

او برای طلب بخشش به حالت سجده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید