prototyped design
طراحی نمونهسازیشده
prototyped model
مدل نمونهسازیشده
prototyped solution
راه حل نمونهسازیشده
prototyped concept
مفهوم نمونهسازیشده
prototyped feature
ویژگی نمونهسازیشده
prototyped interface
رابط کاربری نمونهسازیشده
prototyped application
برنامه نمونهسازیشده
prototyped system
سیستم نمونهسازیشده
prototyped product
محصول نمونهسازیشده
prototyped technology
فناوری نمونهسازیشده
we prototyped the new app to test its functionality.
ما برنامه جدید را نمونهسازی کردیم تا عملکرد آن را آزمایش کنیم.
the team prototyped several designs before finalizing the product.
تیم قبل از نهایی کردن محصول، طرحهای مختلفی را نمونهسازی کرد.
she prototyped a new feature for the website.
او یک ویژگی جدید را برای وب سایت نمونهسازی کرد.
they prototyped the concept to gather user feedback.
آنها مفهوم را نمونهسازی کردند تا بازخورد کاربر را جمعآوری کنند.
the engineers prototyped the device to ensure it met specifications.
مهندسان دستگاه را نمونهسازی کردند تا اطمینان حاصل کنند که با مشخصات مطابقت دارد.
after we prototyped the model, we identified several improvements.
پس از نمونهسازی مدل، چندین بهبود را شناسایی کردیم.
the startup prototyped their innovative idea quickly.
شرکت نوپا ایده نوآورانه خود را به سرعت نمونهسازی کرد.
he prototyped the new marketing strategy to see its effectiveness.
او استراتژی بازاریابی جدید را نمونهسازی کرد تا اثربخشی آن را ببیند.
we prototyped the layout for the new office space.
ما طرحبندی فضای دفتر جدید را نمونهسازی کردیم.
the product team prototyped multiple iterations to refine the design.
تیم محصول چندین تکرار را نمونهسازی کرد تا طراحی را اصلاح کند.
prototyped design
طراحی نمونهسازیشده
prototyped model
مدل نمونهسازیشده
prototyped solution
راه حل نمونهسازیشده
prototyped concept
مفهوم نمونهسازیشده
prototyped feature
ویژگی نمونهسازیشده
prototyped interface
رابط کاربری نمونهسازیشده
prototyped application
برنامه نمونهسازیشده
prototyped system
سیستم نمونهسازیشده
prototyped product
محصول نمونهسازیشده
prototyped technology
فناوری نمونهسازیشده
we prototyped the new app to test its functionality.
ما برنامه جدید را نمونهسازی کردیم تا عملکرد آن را آزمایش کنیم.
the team prototyped several designs before finalizing the product.
تیم قبل از نهایی کردن محصول، طرحهای مختلفی را نمونهسازی کرد.
she prototyped a new feature for the website.
او یک ویژگی جدید را برای وب سایت نمونهسازی کرد.
they prototyped the concept to gather user feedback.
آنها مفهوم را نمونهسازی کردند تا بازخورد کاربر را جمعآوری کنند.
the engineers prototyped the device to ensure it met specifications.
مهندسان دستگاه را نمونهسازی کردند تا اطمینان حاصل کنند که با مشخصات مطابقت دارد.
after we prototyped the model, we identified several improvements.
پس از نمونهسازی مدل، چندین بهبود را شناسایی کردیم.
the startup prototyped their innovative idea quickly.
شرکت نوپا ایده نوآورانه خود را به سرعت نمونهسازی کرد.
he prototyped the new marketing strategy to see its effectiveness.
او استراتژی بازاریابی جدید را نمونهسازی کرد تا اثربخشی آن را ببیند.
we prototyped the layout for the new office space.
ما طرحبندی فضای دفتر جدید را نمونهسازی کردیم.
the product team prototyped multiple iterations to refine the design.
تیم محصول چندین تکرار را نمونهسازی کرد تا طراحی را اصلاح کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید