prouder

[ایالات متحده]/praʊd/
[بریتانیا]/praʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن احترام به نفس؛ احساس خوشحالی و رضایت از چیزی که شخصی دارد یا انجام داده است؛ متکبر؛ داشتن نظر excessively بالا از خود.

عبارات و ترکیب‌ها

proud moment

لحظه غرور

proud achievement

دستاوردی بزرگ

feeling proud

احساس افتخار

proud of you

از شما افتخار می‌کنم

proud of

افتخار به

جملات نمونه

be proud to be a scientist

افتخار کردن به عنوان یک دانشمند

as proud as a peacock

به اندازه یک طاووس مغرور

a proud, patrician face.

چهره‌ای مغرانه و اشرافی

She is as proud as a peacock.

او به اندازه یک طاووس مغرور است.

He is a proud spirit.

او روحی مغرور دارد.

chasten a proud spirit.

تنبیه کردن یک روح مغرور

a proud grandma of three boys.

یک مادربزرگ مغرور از داشتن سه پسر.

We are proud of our motherland.

ما به سرزمین مادری خود افتخار می کنیم.

an arrogant contempt for the weak.See Synonyms at proud

بی‌اعتنایی مغرانه به ضعیفان. به مترادف‌ها در کلمه proud مراجعه کنید.

proud of one's child; proud to serve one's country.

افتخار به فرزندان خود؛ افتخار به خدمت به کشور.

very proud of their spanking new kitchen

بسیار مفتخر به آشپزخانه نو و تمیزشان هستند.

Aileen is proud of her family for their support.

آیلین به خاطر حمایت خانواده‌اش به آنها افتخار می‌کند.

the proud owner of a huge Dalmatian.

صاحب افتخار یک توله توله بزرگ.

she has the proud port of a princess.

او غرور بندر یک شاهزاده خانم را دارد.

we have a proud history of innovation.

ما تاریخچه ای پرافتخار از نوآوری داریم.

I was too proud to go home. .

من خیلی مغرور بودم که نتوانستم به خانه بروم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید