provisor

[ایالات متحده]/prəˈvaɪzə/
[بریتانیا]/prəˈvaɪzər/

ترجمه

n. کسی که به یک مقام روحانی منصوب شده است؛ یک کشیش که به عنوان معاون اسقف خدمت می‌کند
Word Forms
جمعprovisors

عبارات و ترکیب‌ها

provisor agreement

توافقنامه متصدی

provisor role

نقش متصدی

provisor contract

قرارداد متصدی

provisor service

خدمات متصدی

provisor position

موقعیت متصدی

provisor license

گواهی‌نامه متصدی

provisor plan

برنامه متصدی

provisor requirement

الزامات متصدی

provisor document

سند متصدی

provisor approval

تایید متصدی

جملات نمونه

he worked as a provisor in the local hospital.

او به عنوان یک داروساز در بیمارستان محلی کار می‌کرد.

the provisor ensured that all supplies were properly stocked.

داروساز اطمینان حاصل کرد که تمام لوازم به درستی موجود هستند.

as a provisor, she managed the inventory efficiently.

به عنوان یک داروساز، او موجودی را به طور موثر مدیریت کرد.

the provisor was responsible for ordering medical supplies.

داروساز مسئول سفارش لوازم پزشکی بود.

he consulted with the provisor about the needed resources.

او در مورد منابع مورد نیاز با داروساز مشورت کرد.

the provisor's role is crucial in maintaining operations.

نقش داروساز در حفظ عملیات بسیار مهم است.

she was promoted to provisor due to her excellent performance.

او به دلیل عملکرد عالی‌اش به مقام داروساز ارتقا یافت.

the provisor conducted regular audits of the supplies.

داروساز به طور منظم حسابرسی لوازم را انجام می‌داد.

he liaised with vendors as a provisor.

او به عنوان یک داروساز با تامین کنندگان ارتباط برقرار کرد.

the provisor prepared reports on inventory levels.

داروساز گزارش‌هایی در مورد سطح موجودی تهیه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید